برگردان به زبان ساده
دل را نسیم زلف معنبر دوا بود
تا دوست را عنان عنایت کجا بود
هوش مصنوعی: دل مانند گیاه نیازمند نسیمی است که زلف دوست همچون دارو به آن زندگی میبخشد. تا زمانی که دوست عنایت و محبتش را به دل بخشیده، این نسیم روحافزا برقرار است.
من زهر شربت شب هجران چشیدهام
شهد لبت به جام رقیبان چرا بود
هوش مصنوعی: من در شب جدایی تلخی را احساس کردهام، پس چرا بوسهی تو به دست رقیبان شیرین است؟
من تشنهام به آب زلال وصال تو
سیراب دیگری ز لبت کی روا بود
هوش مصنوعی: من به شدت به آب پاک و شفاف محبت تو نیاز دارم؛ اما نوشیدن چشمهساری دیگر از لبان تو، برای من قابل قبول نیست.
حسن و وفا از آنکه ندارند اتفّاق
هر جا که مهوشیست چنین بی وفا بود
هوش مصنوعی: زیبایی و وفا از کسانی نیست که این ویژگیها را ندارند؛ هر کجا که زیبایی باشد، بیوفایی نیز وجود دارد.
بیگانه گشتهای ز من ای دوست بی سبب
جورت بگو چرا همه بر آشنا بود
هوش مصنوعی: ای دوست، تو به طور بیدلیل از من دور شدهای. بگو چرا دلخوری تو به من مربوط نیست، در حالی که همه به دوستان آشنا هستند.
لطفت مگر بگیردم این دست ناتوان
ورنه بگو که سعی جهان تا کجا بود
هوش مصنوعی: اگر لطف تو شامل حال من نشود و این دست ناتوان را بگیری، باید بگویی تلاش و کوشش در این دنیا تا کجا ارزش دارد.
ای دل اگر جفا بری از دوست عیب نیست
کار بتان دلبر بدخو جفا بود
هوش مصنوعی: ای دل، اگر از طرف دوستت بیرحمی یا ظلمی ببینی، اشکالی ندارد؛ چرا که خود ستم و بیرحمی در رفتار محبوبان دلبر نیز دیده میشود.