برگردان به زبان ساده
با من خسته دلبرم غیر جفا نمیکند
کام دل حزین من دوست روا نمیکند
هوش مصنوعی: معشوق من که دلشکستهام، جز بیرحمی و ستم چیزی به من نمیدهد. دوستیاید که دل غمگین من را برآورده نمیسازد.
چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلا
درد مرا ز لب چرا دوست دوا نمیکند
هوش مصنوعی: دل من به خاطر او در درد و رنج است و احساس ناراحتی میکنم. چرا او که دوست من است، با کلماتش به من تسکین نمیبخشد و درد مرا برطرف نمیکند؟
گفته بُد او وفا کنم ور نکند عجب مدار
عمر منست از آن سبب عمر وفا نمیکند
هوش مصنوعی: او گفته بود که اگر وفا کنم، چه جای تعجبی دارد، اما عمر من به همین دلیل است که عمر وفا نمیکند.
این همه جور و درد دل کز غم اوست بر دلم
با همه غم ز دامنش دست رها نمیکند
هوش مصنوعی: درد و رنجی که از عشق او به دلم نشسته، با اینکه تمام غمها را به دوش میکشم، باز هم از دامن او جدا نمیشوم.
خاکصفت اگرچه من پیش رهت فتادهام
سرو سهی قامتش چشم به ما نمیکند
هوش مصنوعی: هرچند من در برابر تو به خاک افتادهام و مثل خاکی به نظر میرسم، اما او که به قد بلند خود مینازد، حتی نگاهی به ما نمیاندازد.
در خم ابروان او مردم دیدهام ز جان
غیر دعای دولتش هیچ دعا نمیکند
هوش مصنوعی: در نگاه او، افرادی را دیدهام که چنان مجذوب زیباییاش شدهاند که حتی از دل و جانشان هم هیچ دعایی جز طلب خوشبختی او نمیکنند.
چون که منم گدای او شاه جهانم از چه رو
چشم ارادتی بگو سوی گدا نمیکند
هوش مصنوعی: من به خاطر بندگی محبوبم، در مقام پادشاهی نشستهام. پس چرا کسی با نگاهی سرشار از ارادت به من، که گدای او هستم، نمینگرد؟