برگردان به زبان ساده
جادوی چشمان شوخت چارهسازی میکند
حاجب کنج دهانت حقّهبازی میکند
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و جلب توجه تو، میتوانند مشکلات را حل کنند، اما حرفهای پنهان در دهانت، باعث فریب و نیرنگ میشود.
خوش نسیمی میوزد از بوی زلفت صبحدم
زآنکه باد صبح با زلف تو بازی میکند
هوش مصنوعی: صبح یک نسیم خوشبو از عطر زلف تو میوزد و این به خاطر آن است که باد صبح با زلف تو بازی میکند.
زلف تو عمر من است و هیچ میدانی که عمر
همچو زلف سرکشت میل درازی میکند
هوش مصنوعی: زلف تو برای من مانند عمر من است و آیا میدانی که عمر نیز مانند زلفی که همیشه دراز میشود، به آرامی کش میآید؟
مردم چشمم به محراب دو ابرویت ز هجر
خرقهٔ جان را به خون دل نمازی میکند
هوش مصنوعی: مردم، چشمانم به کمان ابروهایت دوخته شده است و از دوری تو، دل و جانم مثل کسی که با خون خود نماز میخواند، دچار درد و رنج است.
در هوای کوی دلبر دل چو گنجشکی ضعیف
عشق تو باز است و با گنجشک بازی میکند
هوش مصنوعی: در فضایی که معشوقهام حضور دارد، دل من مانند یک گنجشک ضعیف است که عشق تو آن را آزاد کرده و حالا به شادی و بازی مشغول است.
ای دل مسکین ز بخت خود نباشد باورت
کان لب لعلش دگر مخلصنوازی میکند
هوش مصنوعی: ای دل بیچاره، ناامید نباش از سرنوشتت، چون لبهای زیبا و شیرین او اکنون دیگر با کسی دیگر مهربانی میکند و به تو توجهی ندارد.
چون حقیقت گشت عشقت در جهان چون راز فاش
لاجرم جان جهان ترک مجازی میکند
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو حقیقتی آشکار در جهان شد، مانند رازی که فاش میشود، بنابراین جان جهانی که وابسته به مادیت است را رها میکند.