برگردان به زبان ساده
دلبر چه کرد با من مسکین مستمند
دل را ببرد از من و در پای غم فکند
هوش مصنوعی: دلبر با من بیچاره چه کرد که دل مرا از من گرفت و به خاطر غم انداخت.
تا پای بند شد دل من در دو زلف دوست
سودا گرفته است و نگیرد به هیچ پند
هوش مصنوعی: زمانی که دل من در زلفهای دوست گیر کرد و به شدت عاشق شد، دیگر هیچ نصیحت و راهنمایی نمیتواند او را از این عشق باز دارد.
با چشم همچو نرگس و با قدّ همچو سرو
با روی همچو ماهش و گیسوی چون کمند
هوش مصنوعی: چشمانش مثل نرگس زیباست و قامتش به بلندی سرو میماند. چهرهاش مثل ماه درخشان و موهایش مانند داغی به گیسوانش تابیده است.
با ابروی چو طاق معنبر کشیده خوش
با زلف دلفریبش و با لعل همچو قند
هوش مصنوعی: چشمانش همچون قوس و قزح زیبا و دلربا است و موی بلند و جذابش به دل هر بینندهای مینشیند. لبهایش نیز مانند قند شیرین و فریبنده به نظر میرسند.
در ما فکند آتش رخ را به درد هجر
وآنگه برفت و شاخ صبوری ز تن بکند
هوش مصنوعی: آتش زیباییاش در دل ما شعلهور شد و با درد جدایی، رفت؛ سپس نیز شاخ صبر را از وجود ما کند.
رحمی نکرد بر من و بر حال زار من
آخر جفا و جور نگوید که تا به چند
هوش مصنوعی: او بر من رحم نکرد و به وضعیت ناگوار من توجهی ندارد. به راستی، تا چه زمانی باید من این جفا و ظلم را تحمل کنم؟
زین بیشتر ستم به من خسته دل مکن
کز خوبرو نکند کس جفا پسند
هوش مصنوعی: بیش از این به من که دلم از زخم های عشق خسته است، آزار نرسان، زیرا هیچ کس از زیبا رویان، ظلم و جفا را نمیپسندد.
ای دل طمع مدار به عهد و وفای کس
کاندر زمانه یار وفادار خود کمند
هوش مصنوعی: ای دل، به هیچکس امید نداشته باش که در این دنیا وفاداری پیدا نخواهی کرد؛ چون در این روزگار، یافتن دوستی که به عهد و وفای خود پایبند باشد، بسیار مشکل است.
چون دیده بر جمال تو افتادم از جهان
بر آتش رخ تو فتادیم چون سپند
هوش مصنوعی: وقتی که به زیبایی تو نگاه کردم، تمام دنیا برایم سوخت و مثل آتش در چهرهات فرو ریختم.