برگردان به زبان ساده
دل من در طلبکاری وصل تو به جان آمد
ز دست جورت ای دلبر جهانی در فغان آمد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر انتظار برای وصال تو بسیار رنج کشیده و از درد بینمایی تو به شدت ناآرام و در distress است. ای محبوب جهانی، صدای فغان من به گوش تو رسیده است.
ز جورت گفتم ای دل ترک مهرش کن مکش خواری
جوابم داد و گفت آری به دل گر بر توان آمد
هوش مصنوعی: من به دل خود گفتم که فراق او را تحمل کند و از محبتش دست بکشد، اما دل به من پاسخ داد و گفت: اگر بتواند، این کار را خواهد کرد.
چو چشم مست خون خوارش خطا کرد از جفا بر من
اشارت کرد بر ابرو و دردم در کمان آمد
هوش مصنوعی: چشم زیبا و میگسار او وقتی به من توجه نکرد و به خاطر بیتوجهیاش بر من بیمهری کرد، با اشارهاش به ابرو، درد و غم من را به اوج رساند.
هر آن تیری که بگشود او ز شست و غمزه و ابرو
چو دیدم ناگه از هر سو به جان ناتوان آمد
هوش مصنوعی: هر تیر و شلیکی که او با شستش و ناز و ابرویش رها کرد، ناگهان بر جان ناتوانم حملهور شد.
ز یادت در همه عمرم نگشتم یک زمان خالی
زمانی مهربانی کن که از غم دل به جان آمد
هوش مصنوعی: در تمام عمرم از یاد تو غافل نشدهام. زمانهایی که به من محبت کنی تا از درد و غم دل کمی رهایی یابم.
جهان را جز غم رویت نباشد در جهان کاری
تو گویی از برای مهر رویت در جهان آمد
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز جز غم دیدار تو وجود ندارد، گویی همه چیز به خاطر عشق روی تو به وجود آمده است.