برگردان به زبان ساده
مرا تا دل به رویت مهربان شد
ز دیده خون دل گویی روان شد
هوش مصنوعی: وقتی که دلم به دیدن تو نرم و مهربان شد، گویی خون دل از چشمانم جاری شد.
دلم بر خاک کویت زار بنشست
روان تا قامت سرو روان شد
هوش مصنوعی: دل من به شدت دلتنگ خاک پای توست و اشک میریزد، تا اینکه قامت بلند و زیبا مانند سرو سرسبز و استوار گشت.
به بوی آنکه پایت را ببوسد
بدان امّید خاک آستان شد
هوش مصنوعی: به خاطر بویی که به مشام میرسد و امید اینکه کسی پاهایش را ببوسد، حاضر شد به خاک درگاه بیفتد.
دل بیچاره ساکن گشت آنجا
فدای خاک کوی دلبران شد
هوش مصنوعی: دل عذابکشیده در جایی ساکن شد که برای خاک کوی محبوبان؛ فدای آنجا میشود.
چرا آن دلبر طنّاز باری
پریوار از دو چشم ما نهان شد
هوش مصنوعی: چرا آن معشوق زیبا و دلربا، مانند پری، از دیدن چشمان ما پنهان شد؟
مسلمانان نمیدانم که دلبر
چرا با ما چنین نامهربان شد
هوش مصنوعی: مسلمانان، نمیدانم چرا محبوب ما اینگونه با ما بدرفتاری میکند.
نگارینا خبر داری ز حالم
که جان از درد دوری ناتوان شد
هوش مصنوعی: ای نگار زیبا، آیا از حال من خبر داری؟ جانم از شدت درد جدایی به شدت آسیب دیده و ناتوان شده است.
نخورده شربتی از جام نوشین
به بخت ما چرا او سر گران شد
هوش مصنوعی: چرا بخت ما که هنوز طعم خوشی را نچشیده، دچار ناکامی و ناامیدی شده است؟
چو سرو ناز سوی ما گذر کن
که تا گویم جهان از نو جوان شد
هوش مصنوعی: ای سرو ناز، به سمت ما بیا و بگذری، تا من بگویم که جهان دوباره جوان و شاداب شده است.
بتم تا غمزهٔ غمّاز بنمود
بسی فتنه ز چشمش در جهان شد
هوش مصنوعی: زلف و چشمان معشوقهام درست برملا شد و به خاطر این نگاه رازآلود او، در دنیا فتنههای زیادی به پا کرد.