برگردان به زبان ساده
دل از تاب شب هجرانش خون شد
تن مسکین ز آه دل زبون شد
هوش مصنوعی: دل به خاطر دوری و شبهای پرحسرتش به شدت ناراحت و آزرده شده و بدن بیچارهام از شدت ناله و تاسف برای دل، به درد آمده است.
ز دل نالم نگارا یا ز دلدار
ز دیده کاو دلم را رهنمون شد
هوش مصنوعی: از دل شکایت میکنم، ای معشوق، یا از محبت دلدار، چون از چشمانش راهی به دل من نشان داد.
میان خون دل او را بهشتم
ندانم حال آن بیچاره چون شد
هوش مصنوعی: در دل خود احساس غم و رنج او را نمیدانم، اما حال آن بیچاره را که بههایش رسیده است، نمیدانم.
چو دیدم عارض چون آفتابش
دل من همچو زلفش سرنگون شد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی چهرهاش را مانند آفتاب دیدم، دل من مانند زلفهایش به زمین افتاد.
مرا بالا به وصلش چون الف بود
به درد هجر رویش همچو نون شد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بیان احساساتش نسبت به عشق و جدایی میپردازد. او میگوید که در وصال معشوق، حالتی شبیه به الف دارد که بالا و سرزنده است، ولی در روزهای جدایی و دوری از او، احساسش به اندازه نون که دچار خمیدگی و ضعف شده، تبدیل میشود. به عبارتی، عشق او او را سرشار از امید و زندگی میکند، اما فقدان معشوق او را غمگین و تنهاتر میسازد.
مپوشان بیش از این رویت ز چشمم
که خون از چشمه چشمم برون شد
هوش مصنوعی: بیشتر از این چهرهات را از دید من پنهان نکن، زیرا اشکهایم به اندازهای جاری شده که به مانند چشمهای زلال به بیرون ریختهاند.
ندانم تا چه کردم در غم او
که او را دل چو بختم واژگون شد
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کار کردم که به خاطر غم او، دل من مثل بخت بد و دچار آشفتگی شد.