برگردان به زبان ساده
چون روز عمر من به فراق تو شام شد
در آرزوی روی تو عمرم تمام شد
هوش مصنوعی: زمانی که روزهای عمرم به دوری تو گذشت، شب زندگیام فرا رسید و در انتظار دیدن چهرهات، عمرم به پایان رسید.
خون دلم چو بر تو حلالست دلبرا
آخر چرا وصال تو بر ما حرام شد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به شدت رنج میکشد، ای محبوب. حالا چرا دیدار تو برای ما ممنوع شده است؟
رحمی به حال زار من خسته دل بکن
کز دست رفت و در پی ماه تمام شد
هوش مصنوعی: به حال من که دلی شکسته و خسته دارم رحم کن، زیرا که دیگر چیزی از دستم نرفته و در جستجوی عشق به پایان رسیدهام.
دیگ هوای زلف تو میپخت در دماغ
مسکین دلم که در سر سودای خام شد
هوش مصنوعی: دل بیچارهام در خیالات زلف تو غرق شده و حتی در فکر و ذهن من هم مشغول پختن و جوشیدن است. این وضعیت باعث شده که احساسات خام و ناپختهای در سرم ایجاد شود.
مرغ دلم که کرد به کوی غمت هوا
شَستِ دو زلف یار بدید و به دام شد
هوش مصنوعی: پرنده دلم وقتی به کوی تو رسید، پروازش را رها کرد و بر اثر دیدن دو زلف یار گرفتار شد.
زین پیش طبع توسن ما بود بد لگام
واکنون به زخم قمچی ایام رام شد
هوش مصنوعی: از قبل طبع سرکش و تند ما به آشفتگی و بیتابی میگذشت، اما حالا به ضربههای روزگار و حوادث مختلف آرام و سر به زیر شده است.
هرچند در فراق تو حالم خراب بود
با وصل دوست کار جهان با نظام شد
هوش مصنوعی: هر چند که در دوری تو حال و روزم خراب بود، اما با رسیدن به دوستی، همه چیز در زندگی به روال افتاد.