برگردان به زبان ساده
چرا ز وصل تو کامم روا نمیباشد
چرا به بخت مَنت جز جفا نمیباشد
هوش مصنوعی: چرا از وصل تو خوشحال نمیشوم و برآورده نمیشود؟ چرا قسمت من جز بدی و بیمهری نیست؟
پیام من که رساند به یار مهرگسل
رسول من چه کنم جز صبا نمیباشد
هوش مصنوعی: پیام من به یار وفادارم رسید، اما من چه اقدامی میتوانم بکنم جز اینکه به نسیم نرم و ملایم بسپارمش؟
بگو به هجر تواَم خون دل ز دیده برفت
به غیر مردمکم کس گوا نمیباشد
هوش مصنوعی: بگو که از درد جداییات اشک و خون از چشمانم ریخته و جز خودم هیچکس شاهد این درد و غم نیست.
دوای درد من ای جان نمیکنی چه کنم
به دست بنده به غیر از دعا نمیباشد
هوش مصنوعی: ای جان! تو درمان درد من نیستی، چه کنم؟ جز دعا هیچ کمکی از من برنمیآید.
چو نوش داروی لعلت دوای رنجورست
بده که جز شب وصلت دوا نمیباشد
هوش مصنوعی: نوشیدن دارویی که از دل لعل فراهم شده، شبیه به درمانی برای بیمار است. پس بگذار این دارو را به تو بدهم، چرا که جز شبی که در کنار هم هستیم، هیچ درمان دیگری وجود ندارد.
بترس از آه دل زار دردمندانت
که تیر آه سحرگه خطا نمیباشد
هوش مصنوعی: از ناله و درد دل کسانی که رنجیدهخاطر هستند، بترس؛ زیرا شکایت آنها در سحرگاه، خطای معمولی نیست و اثرگذار است.
برون مبر ز حد ای جان جفا که در دو جهان
ستم به خسته دلان هم روا نمیباشد
هوش مصنوعی: ای جان، از حد و مرز فراتر نرو و به دیگران جفا نکن، زیرا در این دو جهان نیز ظلم به دلهای خسته و ناتوان سزاوار نیست.