برگردان به زبان ساده
مرا با درد عشقت غم نباشد
که ما را چون تو دلبر کم نباشد
هوش مصنوعی: من از درد عشق تو ناراحت نیستم، زیرا مانند تو محبوبی وجود ندارد که دل را شاد کند.
تو رفتی بر سرم یاری گزیدی
بتر زاین پیش ما ماتم نباشد
هوش مصنوعی: تو رفتی و بر سرم یاری آوردی، اما از این به بعد برای ما هیچ چیز جز غم و اندوه نخواهد بود.
نهادی بر دلم داغی که هرگز
بجز وصل تواَش مرهم نباشد
هوش مصنوعی: دل من زخم عمیقی دارد که هیچ چیزی جز رسیدن به تو نمیتواند آن را درمان کند.
مرا دردیست از دل بر فراقت
که یک دم طاقت دردم نباشد
هوش مصنوعی: من دردی دارم از دل که ناشی از دوریت است و هیچ لحظهای نمیتوانم این درد را تحمل کنم.
به درد عشق رویت ای ستمگر
به غیر از غم کسم همدم نباشد
هوش مصنوعی: عشق تو دردهایی به من میدهد که هیچ کس جز غم و اندوه نمیتواند همراهم باشد.
هرآن کاو نیست مشتاقت یقین دان
که از نسل بنی آدم نباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که مشتاق تو نیست، بدان که او از نسل آدمیان نیست و به نوعی با انسانیت فاصله دارد.
مرا عشق تو چون کوهست بر دل
نگویی از جهانت غم نباشد
هوش مصنوعی: عشق تو بر دلم مانند کوه است؛ پس نگو که از دنیای تو هیچ غمی وجود ندارد.