برگردان به زبان ساده
به دردت داروی دردم نباشد
ز دردت جز رخی زردم نباشد
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که کشیدهام، هیچ دارویی برای تسکین وجود ندارد و تنها چیزی که به یاد میآورم، چهرهای است که مرا به یاد دردهای خود میاندازد و این چهره نیز غمگین و زرد است.
ز روی لطف خود دریاب ما را
که گر جویی دگر گردم نباشد
هوش مصنوعی: از سر لطف خود به ما توجه کن، زیرا اگر به دنبال کسی دیگر بروی، دیگر ما را نخواهی یافت.
به میدان وفا و عشقبازی
کسی دیگر هماوردم نباشد
هوش مصنوعی: در عرصه وفا و عشق، کسی جز من نباید با تو رقابت کند.
فراق روی تو ای نور دیده
به جان تو که درخَوردم نباشد
هوش مصنوعی: این بیت به احساس دوری و فاصله از محبوب اشاره دارد. گویا شاعر، زیبایی و نورانی بودن چهره محبوب را محوری میسازد و میگوید که این زیبایی برای جان او عزیز است و بدون آن نمیتواند زندگی کند. به نوعی، شاعر به نیاز عاطفی و روحیاش به محبوب اشاره میکند و نشان میدهد که نبود محبوب برایش غیرقابل تحمل است.
مرا بگرفت دم در درد هجران
تحمّل بیش از این دردم نباشد
هوش مصنوعی: در آستانه در، درد جدایی مرا فراگرفته و دیگر تحمل این درد برایم ممکن نیست.
به غیر از وصل روح افزایت ای جان
تو دانی داروی دردم نباشد
هوش مصنوعی: ای جان، تنها چیزی که میتواند دردم را دوا کند، وصل توست و غیر از آن هیچ چیز دیگر به من نمیآید.
بده کام دلم یک دم ز وصلت
که تا درد سرت هر دم نباشد
هوش مصنوعی: لطفاً یک لحظه از محبت و وصال تو به من عطا کن تا بلکه این درد و غم از یادم برود.
جگر گر هست ما را در غم عشق
بگو تا چون دم سردم نباشد
هوش مصنوعی: اگر در غم عشق، دل ما به درد میآید، بگو تا این درد به قدری شدید نباشد که مانند نفس سردی به من بچسبد.
مسلمانان مرا جز سینهٔ ریش
از آن ماه جهان گردم نباشد
هوش مصنوعی: مسلمانان، جز آنکه در سینهی ریشِ من، ماه زیبای جهان را مشاهده کنند، هیچ علاقهای به من ندارند.