برگردان به زبان ساده
مبا دردی که درمانش نباشد
فراقی را که پایانش نباشد
هوش مصنوعی: دردی که درمانی برای آن وجود ندارد و جداییی که هیچگاه به پایان نمیرسد، قابل تحمل نیست.
حرامش باد آن دل ای دلارام
اگر عشق تو در جانش نباشد
هوش مصنوعی: دلهایی که عشق تو را در خود نپرورانند، برای من ننگ و بیارزش هستند.
مرو در راه عشقی ای دل ریش
که آن حدّ بیابانش نباشد
هوش مصنوعی: ای دل ناامید، در مسیر عشق نرو، زیرا که آن عشق همچون بیابان وسیع و بیمرزی است.
سری کاو از غم تو پر ز سوداست
یقین دانی که سامانش نباشد
هوش مصنوعی: سر کسی که از غم تو پر از سود است، به خوبی میداند که راهی برای بهبود وضعیتش وجود ندارد.
کسی کاو روی مهرویش را ببیند
چرا در عید قربانش نباشد
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی چهره محبوبش را ببیند، چگونه ممکن است در روز عید قربان به او عشق نورزد و از او دور باشد؟
کسی کز روز وصل یار برخورد
فراق دوست آسانش نباشد
هوش مصنوعی: کسی که در روزهای خوشی و نزدیکی با محبوبش قرار گرفته، از دوری و جدایی او به سادگی نمیتواند بگذرد.
جهانی در فراقت مبتلا شد
بجز وصل تو درمانش نباشد
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر دوری تو به درد و رنج افتاده و جز وصال تو هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
دل از دستش برون بردی چه چاره
چو بر دل حکم و فرمانش نباشد
هوش مصنوعی: اگر دل را از دستش بیرون کشیدی، چه راهی باقی است وقتی که بر دلش فرمانروایی نکند؟
اگر نانش دهد چرخ کهن سال
چه حاصل چونکه دندانش نباشد
هوش مصنوعی: اگر روزگار قدیمی به او نان هم بدهد، چه فایدهای دارد اگر دندانهایش نباشد؟