برگردان به زبان ساده
آن دیده نباشد که نه حیران تو باشد
وان دل نبود کاو نه به زندان تو باشد
هوش مصنوعی: هیچ چشمی نیست که مسحور تو نباشد و هیچ دلی وجود ندارد که در بند تو نباشد.
گر بر سر من حکم کنی رای صوابست
آن سر چه کنم گر، نه به فرمان تو باشد
هوش مصنوعی: اگر بر من حاکم شوی و تصمیم مناسبی بگیری، چه باید بکنم؟ اگر نه، به هر حال باید تابع دستورات تو باشم.
در عید رخت کرده فدا جان جهانیست
آن جان نبود جان که نه قربان تو باشد
هوش مصنوعی: در روز عید، جان من فدای توست. جان واقعی آن نیست که فدای تو نشود، زیرا جان حقیقی تنها برای تو قربانی میشود.
هر میوه که از جنّت فردوس بیارند
میلم همه بر پسته خندان تو باشد
هوش مصنوعی: هر میوهای که از بهشت بیاورند، دل من فقط برای پستههای خوشرنگ و خوشمزهی تو تنگ میشود.
در رشته نظمم طلبم لؤلؤ لالا
نه نه غلطم رشته دندان تو باشد
هوش مصنوعی: در تلاش هستم که زیباترین و گرانبهاترین چیزها را به دست آورم، اما متوجه میشوم که آنچه واقعاً به دنبال آن هستم، زیبایی و جذابیت دندانهای توست.
من درخور وصل تو نیَم لیک نگارا
گر لطف کنی غایت احسان تو باشد
هوش مصنوعی: من لیاقت وصل تو را ندارم، اما اگر محبت کنی، این نهایت خوبی و مهربانی تو خواهد بود.
با روی دل افروز تو آن قدر ندارد
خورشید جهانتاب که دربان تو باشد
هوش مصنوعی: زیبایی دلنواز تو آنقدر زیاد است که حتی خورشید پرتابان نمیتواند در برابر آن به عنوان حفاظت کننده تو قرار بگیرد.