برگردان به زبان ساده
دلم ز غصّه هجران همیشه خون باشد
ندانم عاقبت او ز عشق چون باشد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری و جدایی همیشه غمگین و حزنآلود است، اما نمیدانم در نهایت عشق چه تأثیری بر این وضعیت خواهد گذاشت.
هوای زلف تو چندان دلم به سر دارد
که دایم از غم عشق تو سرنگون باشد
هوش مصنوعی: دل من به قدری آشفته و نگران از عشق توست که همیشه در حال سقوط و ناراحتی است.
کسی که روی تو را دید و عشق با تو نباخت
توان نبشت به فتوی که از جنون باشد
هوش مصنوعی: کسی که صورت تو را دید و عشق را با تو تجربه نکرد، باید به این نتیجه برسد که کار او از دیوانگی است.
ز هجر روی تو بیچاره مردم دیده
ز سوز سینهٔ من در میان خون باشد
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو، دل بیچارهام به شدت آشفته است و از درد سینهام، چشمانم پر از اشک و خون شده است.
فتادهام به سر کوی تو به زاری زار
روا مدار که عاشق چنین زبون باشد
هوش مصنوعی: من به گوشهی خیابان تو افتادهام و با دلتنگی زیادی به تو زاری میکنم. هرگز نگذار که یک عاشق به این اندازه ذلیل و زبون باشد.
فراق را چه تحمّل کند تن مسکین
اگرچه خود به مثل کوه بیستون باشد
هوش مصنوعی: بدن بینوا و زبون، حتی اگر به اندازه کوه بیستون محکم باشد، چگونه میتواند جدایی را تحمل کند؟
کجا به دیده جان راه عشق تو پویم
اگر، نه بوی دو زلف تو رهنمون باشد
هوش مصنوعی: اگر بوی دو زلف تو راهنمای من نباشد، پس کجا میتوانم به دیدهی جانم در مسیر عشق تو حرکت کنم؟
به سر رویم چو پرگار گرد خانهٔ شوق
جهان ز دایرهٔ عشق چون برون باشد
هوش مصنوعی: وقتی عشق در دلم شعلهور است، آنقدر به اطرافم میگردم که همانند پرگاری هستم که دور خانهای پر از شوق میچرخد. اما وقتی از دایره عشق خارج میشوم، آن احساسات و شور و شوق دیگر برایم وجود ندارد.