برگردان به زبان ساده
چو دو زلف تو دلم چند پریشان باشد
دیده بخت من از هجر تو گریان باشد
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای تو در دلم آشفتگی ایجاد میکند، چشمانم از دوری تو پر از اشک و غم میشود.
یک دم از دولت وصل تو نگردد دل شاد
دایمالدهر دلم در غم هجران باشد
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه هم از نعمت وصال تو دور باشم، دل من همیشه شاد نخواهد بود و در تمام ایام، در غم دوری تو خواهد ماند.
جگر ریش من خسته نگویی تا چند
دایماً زآتش هجران تو بریان باشد
هوش مصنوعی: دل پر درد من نگو تا کی باید اینگونه بسوزد و رنج ببیند، در حالی که همیشه عشق و یاد تو آن را میسوزاند.
سر سرگشتهٔ من در غم هجرت تا کی
بی وصال تو چنین بی سر و سامان باشد
هوش مصنوعی: دل آشفتهام در اندوه دوری تو، تا چه زمانی باید اینگونه بیحالت و بینظم بمانم؟
از غم هجر تو دردیست مرا بر دل تنگ
که همش یک شبکی وصل تو درمان باشد
هوش مصنوعی: از غم دوری تو دل تنگم به شدت میآورد که بهاندازهای شدید است که حتی یک شب برای وصالت نیز میتواند به عنوان درمانی برای این درد باشد.
گفت چون من دگرت هست حبیبی گفتم
مهر هر کس به دل و مهر تو در جان باشد
هوش مصنوعی: وقتی گفتی که من دیگر همسری دارم، به او گفتم عشق هر کسی در دلش است، اما عشق تو در جان من جاری است.