برگردان به زبان ساده
اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد
ولی امید وصال ار بود چه غم باشد
هوش مصنوعی: هر چند به خاطر جدایی زجر و درد زیادی را متحمل میشوم، اما اگر امید به دیدار تو وجود داشته باشد، چه غمی میتواند بر دلم حاکم شود؟
وگرچه خسته و زاری دلا مباد آن روز
که سایه غم او از سر تو کم باشد
هوش مصنوعی: هرچند که دل از خستگی و ناله پر است، اما نیکوست که روزی نیاید که غم او از زندگی تو دور شود.
قدم به پرسش بیمار نه که خواهم کرد
هزار جان گرامی فدا گرم باشد
هوش مصنوعی: من آمادهام تا به سوالات بیمار پاسخ دهم، زیرا برایم ارزشمند است که جانهای عزیز زیادی را فدای حقیقت کنم.
دلم ز روز فراقت به جان رسید کنون
گرش به وصل نوازی شبی کرم باشد
هوش مصنوعی: دلم به خاطر جداییات به شدت آزرده شده است. حالا اگر امشب به من محبت کنی و به وصال برسانی، برایم خیلی خوب و پسندیده خواهد بود.
کجا به حال گدایان نظر کنی شاها
تو را که ملک سلیمان و جام جم باشد
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو کجا به حال بینوایان توجه میکنی؟ آیا میدانی که تو مثل سلیمان و صاحب جام جم هستی؟
همیشه پشت مرادم به زیر بار فراق
هلالوار چو ابروی دوست خم باشد
هوش مصنوعی: همیشه در پی خواستهام، تحت فشار دوری، مانند هلال ماه که به دنبال زیبایی ابروی دوست خمیده است.
کسی که بر در وصل تو جان دهد چو جهان
میان حلقهٔ عشّاق محترم باشد
هوش مصنوعی: کسی که برای رسیدن به تو جانش را فدای عشق کند، در نظر مردم ارزش و احترام زیادی دارد.