برگردان به زبان ساده
نگارا وقت آن آمد که گل بر بار خوش باشد
کنار سبزه و مطرب به روی یار خوش باشد
هوش مصنوعی: زیبا، زمان آن فرا رسیده که گل در کنار سبزه خوشبو شود و نواهای مطرب در کنار محبوب لذتبخش باشد.
میان باغ با ساغر رقیبان بر کنار از من
به روی دوست بنشستن که گل بی خار خوش باشد
هوش مصنوعی: در باغ، من به دور از دیگران و با دوستانم نشستهام. لذت نشستن و گپ زدن با دوستانم، مانند گلی است که بدون خار باشد؛ خوشایند و دلپذیر است.
تو با ذوق و تماشا در میان باغ با یاران
دل مسکینم از هجران چنین افگار خوش باشد
هوش مصنوعی: تو با شادی و زیبایی در میان باغ و با دوستانت مشغول به تماشا هستی، اما من که دلم از دوریات شکسته است، این وضعیت برایم تحملپذیر نیست.
روا داری که این بی دل چنین مهجور در هجران
بدین مهجوریام جانا دل اغیار خوش باشد
هوش مصنوعی: تو اجازه میدهی که این دل شکسته و دور از تو، در دوری و جداییاش تنها بماند، در حالیکه دلهای دیگران از این قضیه خوشحال هستند.
میازارم به آزارت چو زارم بر رُخت ای گل
نظر بر روی گلرویانِ بی آزار خوش باشد
هوش مصنوعی: ناراحتت نمیکنم، چون خودم از درد و رنجی که دارم غمگینم. ای گل، وقتی به چهره زیبا و بیگناه گلها نگاه میکنم، حس خوبی به من دست میدهد.
به روی چون گلت جانا چو بلبل میکنم زاری
که عاشق در غم معشوق خود بازار خوش باشد
هوش مصنوعی: به روی تو مانند بلبل، زاری میکنم، زیرا عاشق در غم معشوقش به دنیا و زندگی زیبا مینگرد.
شبی خواهم به خلوتگاه جان دلبر ز مِیْ خفته
دو چشمم بر رخش چون بخت او بیدار خوش باشد
هوش مصنوعی: شبی به مکانی آرام و خلوت خواهم رفت و در آنجا به یاد معشوقم مینشینم. در حالی که به چهرهاش نگاه میکنم، چشمانم که به خواب رفتهاند، بیدار میشوند و این برایم خوشایند خواهد بود.
اگر باشد مرا صد غم ز هجرش بر دلم شاید
ولی گر غم خورد بر حال ما غمخوار خوش باشد
هوش مصنوعی: اگرچه من از جدایی او صد درد و غم بر دل دارم، ولی اگر او هم از حال ما ناراحت شود، برای ما خوشایند و خوشحال کننده خواهد بود.
دلم بحر جهانی شد در او سرگشته شد طبعم
ز دریا گر برون آرد دُری شهوار خوش باشد
هوش مصنوعی: دل من به وسعت یک دریا است و در آن جهانهای زیادی وجود دارد. حال و هوای من مانند طبع دریا گشت-temیزند، و اگر دُری زیبا را به من بدهد، خوشحال خواهم شد.