برگردان به زبان ساده
گرچه سرگشتهام ز چوگانت
نکشیدیم سر ز فرمانت
هوش مصنوعی: با اینکه به خاطر تو سرزنش شدهام و در برابر تو تسلیم شدهام، اما هنوز از فرمان تو سرپیچی نکردهام.
در فراقت دلم به جان آمد
آمدم یک شبی به مهمانت
هوش مصنوعی: در دوری تو، دل من به شدت آزرده و خسته شده است. تصمیم گرفتم یک شب به میهمانی تو بیایم.
گر به عید رخم تو بنوازی
غیر جانم چه هست قربانت
هوش مصنوعی: اگر در روز عید، تو به من محبت کنی، غیر از جانم چه چیزی برایم باقی مانده است که به تو تقدیم کنم؟ قربانت شوم.
مفکن کار من چو زلف به پای
دلبرا دست ما و دامانت
هوش مصنوعی: کار من را به کناری نه و مثل زلف معشوق بر زمین نگذار، زیرا دست من به دامن توست.
جز صبوری و جز شکیبایی
ای دل خسته چیست درمانت
هوش مصنوعی: ای دل خسته، به جز صبوری و بردباری، چه چیزی میتواند حال تو را بهتر کند؟
هیچ دانی درین زمانه دلا
چه کشیدی ز عشق جانانت
هوش مصنوعی: آیا میدانی که در این دوران، دلتان چه سختیهایی را به خاطر عشق جانتان متحمل شده است؟
چند ازین آه و ناله و زاری
که به گردون رسید افغانت
هوش مصنوعی: چند بار باید در دل خود نالیدن و افسوس خورد که صدای فریاد تو به گوش آسمان رسیده است؟
تا به کی در جهان چنین گردی
که نه سر باشد و نه سامانت
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در زندگی به همین شکل بیهدف و بیسازمانی بگذرانی، بدون اینکه هدف مشخصی داشته باشی یا جایی برای استقرار خود پیدا کنی؟
دایم از جان و دل همی گویم
آفرین خدای بر جانت
هوش مصنوعی: همیشه با تمامی وجودم برای روح تو دعا میکنم و از خداوند میخواهم که بر تو رحمت آورد.