برگردان به زبان ساده
تا کی کشم ای دوست ز خود کرده ندامت
تا چند کشد دل ز غم عشق ملامت
هوش مصنوعی: ای محبوب، تا کی باید به خاطر کارهایی که کردهام پشیمان باشم؟ تا چند وقت دیگر دل من از درد ناشی از عشق و سرزنشهایش رنج خواهد برد؟
مستغرق غم گشته به دریای تحیر
باشد که از این ورطه درآیم به سلامت
هوش مصنوعی: غرق در غم و پریشانی هستم و نمیدانم چگونه از این وضعیت خارج شوم و به آرامش برسم.
درده به من تشنه لب آبی که ازین بیش
در آتش هجران نتوان کرد اقامت
هوش مصنوعی: من در آتش دوری و فراق به قدری رنج میبرم که دیگر نمیتوانم حتی یک لحظه بیشتر تحمل کنم. به من آب بدهید، زیرا درد و تشنگیام زیاد است.
برخیز به بستان که سهی سرو نشستهست
بر خاک خجالت صنما زآن قد و قامت
هوش مصنوعی: به باغ برو که درخت سرو زیبایی روی زمین نشسته است و این موضوع باعث شرم و خجالت معشوق به خاطر قد و قامتش شده است.
دل خال تو را دید و به زلف تو درآویخت
تا عاقبت الامر درافتاد به دامت
هوش مصنوعی: دل عاشق تو را مشاهده کرد و به زلفهای تو چنگ زد، تا اینکه در نهایت به دام تو گرفتار شد.
مسکین تنم از خاک درت برفکند دل
تا کشته شود بر سر کویت به علامت
هوش مصنوعی: بدن بیچارهام از خاک در خانهات رنج میکشد و دل به نشانهای از عشق، آماده است تا جان خود را در کوچهات فدای تو کند.
از دست تو ای چرخِ سیهروی شب و روز
فریاد جهان سوز زنم تا به قیامت
هوش مصنوعی: ای چرخ زمان، که شب و روز را به درد و رنج میگذرانی، من تا قیامت از ظلم و ستم تو فریاد میزنم.