برگردان به زبان ساده
تا دلم روی چو ماهت را بدید از دست رفت
زلف مشکینش دل مسکین ما بشکست رفت
هوش مصنوعی: زمانی که دلم چهره زیباترین تو را دید، از دست رفتم و دل بینوایم به خاطر زلف سیاه تو شکست و رفت.
تا کمانداران ابرویش دل از دستم ببرد
چارهای دیگر ندارم چونکه تیر از شست رفت
هوش مصنوعی: وقتی ابروهایش به مانند کمانداران، دل من را میبرد و از این وضع چارهای ندارم، چون تیر از کمان رها شده است و دیگر برگشتی نیست.
زینهار ای دل ز تیر چشم مستش گوشه گیر
هرکه هشیارست میدانم ز پیش مست رفت
هوش مصنوعی: ای دل، مراقب باش از نگاه جذاب و فریبنده او! هر که هشیار و بیدار است، میداند که مستی او از قبل دیده شده است.
گرچه من از عهده عشقش نمیآیم برون
آن نگار شوخ دیده عهد با ما بست رفت
هوش مصنوعی: هر چند که من نمیتوانم از عهده عشق او برآیم، اما او که محبوبی شاداب و خوشنگاه است، به من عهدی بسته و رفته است.
گفتمش دستم شبی از وصل جان پرور بگیر
داد او انتظارم تا نگار از دست رفت
هوش مصنوعی: به او گفتم شبهایی که جانم را سرشار از عشق میکند، دستی از من بگیر. او فقط به من امید داد تا اینکه معشوقهام از دستم رفت.