برگردان به زبان ساده
ای دل چه کنم چو یار برگشت
وز عهد خود آن نگار برگشت
هوش مصنوعی: ای دل، چه کنم وقتی که محبوبم برگشته و از وعدهاش دور شده است؟
در دست نماند نقش و رنگی
کاو نیز چو روزگار برگشت
هوش مصنوعی: اگرچه ما در دنیا نقش و رنگی داریم، اما این زیباییها و جلوهها در نهایت تحت تأثیر تغییرات زمان قرار میگیرند و از بین میروند.
غم بود مرا نصیب از آن یار
زان روی که غمگسار برگشت
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که از آن یار به من رسید، به خاطر این است که کسی که میتوانست غم من را تسلی دهد، دوباره به طرفش برگشته است.
بر خاک رهش نشسته بودم
چون دیده ز ره گذار برگشت
هوش مصنوعی: در کنار راه او نشسته بودم و وقتی که نگاه کردم و او را دیدم که از آنجا میگذرد، قلبم پر از احساس شد.
هرکس که کند به گل تعشّق
دیدی که ز نوک خار برگشت
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق به گل توجه کند، نباید از زخم و درد ناشی از خارها بترسد.
بربسته هزار دل به فتراک
آن یار چو از شکار برگشت
هوش مصنوعی: چندین دل به دام آن معشوق گرفتار شده، وقتی که او از شکار بازمیگردد.
آنجا که وفا و عهد باشد
دیدی که کسی ز یار برگشت
هوش مصنوعی: وقتی که وفا و تعهد وجود داشته باشد، هیچ کس از دوستش روی برنمیگرداند.