برگردان به زبان ساده
دل فدای لبان چون نوشت
غیر یادم همه فراموشت
هوش مصنوعی: دل من فدای لبهای توست و هرگاه چیزی جز یاد تو به ذهنم برسد، همهچیز را فراموش میکنم.
ای نگارین من خبر داری
که ز جانیم مست و مدهوشت
هوش مصنوعی: ای زیبای من، آیا تو میدانی که من از عشق تو چقدر مست و شگفتزدهام؟
غیر از این در جهان مرادم نیست
که بگیرم شبی در آغوشت
هوش مصنوعی: به جز این خواستهای در دنیا ندارم که شبی را در آغوش تو بگذرانم.
در جهان نعرههای شوق زنیم
ما به یاد لبان خاموشت
هوش مصنوعی: در این جهان با شور و عشق فریاد میزنیم، به یاد لبهای خاموش تو.
هم ز نامحرمان بپوشان موی
که درافتاد از سر آغوشت
هوش مصنوعی: موی خود را از نگاه بیگانگان بپوشان، زیرا که چون از آغوشت بیفتد، احترام و ارزش خود را از دست میدهد.
دوش بر دوش بود در شب دوش
یاد میناید از شب دوشت
هوش مصنوعی: شب گذشته، حسی از یادآوری در من زنده شده است که مرا به شب قبل از آن میبرد.
باده عشق ما چو میخوردی
گفتم ای عمر نازنین نوشت
هوش مصنوعی: عشق ما مانند نوشیدنی است؛ زمانی که آن را مینوشیدی، به تو گفتم ای عمر عزیز، چیزی را به ثبت رساندی.
نالهها میزنیم در غم تو
نرسد ای نگار در گوشت
هوش مصنوعی: ما در غم تو نالههایی سر میدهیم، اما تو ای معشوق، این صداها به گوش تو نرسد.
سوختی ای نگار میدانی
دو جهان را به لعل دُر نوشت
هوش مصنوعی: عزیزم، میدانی که چقدر جذاب و دلربا هستی، تا جایی که زیباییات دو دنیا را تحت تاثیر قرار داده است.