برگردان به زبان ساده
پشتم ز غم بار فراق تو دوتا گشت
امّید شب وصل تواَم جمله هَبا گشت
هوش مصنوعی: غم فراق تو باعث شده که بار سنگینی بر دوش من بیفتد و حالا امیدوارم که شب وصال تو بیاید و تمام امیدهایم از بین برود.
هرگز به سر کوی نگاری نرسیدم
تا مرغ دل خستهٔ ما گرد هوا گشت
هوش مصنوعی: هرگز به محل زندگی معشوقی نرسیدم، تا اینکه دل بیقرار من در فراق او مثل پرندهای در آسمان سرگردان شد.
یکتا شدم اندر غم عشق تو نگارا
بر روی تو تا زلف سمنسات دو تا گشت
هوش مصنوعی: من در غم عشق تو به تنهایی فرو رفتهام، ای محبوب؛ بر روی تو که مانند زلفهای خوشبو و زیباست، دو بار دلباخته شدم.
آن قد دلارای که صبر از دل ما برد
بالاش نگویید که آن عین بلا گشت
هوش مصنوعی: آن معشوقی که زیباییاش صبر و آرامش را از دل ما میگیرد، دیگر نمیتوان گفت که او فقط درد و رنج است.
امّید وفا بود مرا از کرم دوست
گویی که همه عهد و وفای تو جفا گشت
هوش مصنوعی: امیدم به وفای دوست بود، اما انگار تمام عهد و وفای او تبدیل به بیوفایی شده است.
از یار نیامد سوی این خسته پیامی
تا محرم راز دل ما باد صبا گشت
هوش مصنوعی: از دوست هیچ پیامی به این دل خسته نرسید، تا اینکه باد صبا راز دل ما را بروز کرد.
گویی که ببرّید ز ما آن بت بی مهر
بگذاشت وفا یکسر و همدست جفا گشت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن معشوق بیمحبت، وعدههای خود را فراموش کرده و رفتاری شبیه به یک درخت قوی و کممحبت از خود نشان داده است.
هر تیر که در کیش دلم بود بیفکند
بر تیر چه از دست دلم چونکه خطا گشت
هوش مصنوعی: هر ضربهای که به دل من زده شد، اثرش بر دل من باقی ماند و حالا که دیگر به هدف نرسیدم، احساس میکنم شکست خوردهام.
آخر بده امروز مراد دل تنگم
چون کام دلت از دو جهان جمله روا گشت
هوش مصنوعی: امروز سرانجام خواسته و آرزوی دل شادابم را برآور، زیرا تمام آرزوها و خواستههای تو از دو جهان به تحقق پیوسته است.