برگردان به زبان ساده
هیچ دلی نیست که در درد دلارامی نیست
دل مسکین مرا در غمت آرامی نیست
هوش مصنوعی: هیچ قلبی وجود ندارد که در درد و اندوه آرامش نداشته باشد. دل بیچاره من هم در غم تو آسایش ندارد.
گفتم از قید دو زلفت بجهد مرغ دلم
گفت جایی نتوان یافت کزو دامی نیست
هوش مصنوعی: گفتم اگر دل من از دلتنگیهای تو آزاد شود، پرندهام به کجا برود؟ او پاسخ داد که هیچ جایی وجود ندارد که من از آن زنجیرهها و دامهای تو رها شوم.
گرچه من سوختهام در غم ایام فراق
هیچ شب نیست که در مجلس ما خامی نیست
هوش مصنوعی: هرچند که من در آتش غم جدایی سوختهام، اما هیچ شبی نیست که در مجلس ما فردی سادهدل و ناآگاه حضور نداشته باشد.
سنگ بیهوده مینداز درین صحبت تنگ
زآنکه نازک تر از این خاطر ما جامی نیست
هوش مصنوعی: در این گفتوگو بیهوده حاشیهسازی نکن، زیرا احساسات ما از هر چیزی دیگر حساستر است و برایمان از هر چیز بزرگتر میباشد.
همچو صبح رخت ای دوست نباشد شمعی
همچو زلفین پراکندهٔ تو شامی نیست
هوش مصنوعی: ای دوست، تو همچون صبحی روشن و زیبا هستی و از طرفی هیچ شمعی نمیتواند مانند موهای پراکنده تو جاذبه داشته باشد و شبی نیز در دنیای تو وجود ندارد.
نیکویی کن به جهان کز تو بماند باقی
زانکه در هر دو جهان بهتر از این نامی نیست
هوش مصنوعی: به خوبی با دیگران رفتار کن، چرا که این نیکویی ماندگار خواهد بود و در هیچ کجای جهان نامی بهتر از این وجود ندارد.
جام ناکامی دوران بچش ای دل که مگر
گویی از شادی ایام تو را کامی نیست
هوش مصنوعی: ای دل، تلخی و ناامیدیهای زندگی را بچش تا شاید متوجه شوی که از خوشیهای زندگی، چیزی نصیبت نمیشود.