برگردان به زبان ساده
از حال پریشان من او را خبری نیست
یا هست و به دلسوختگانش نظری نیست
هوش مصنوعی: من در حالتی پریشان به سر میبرم و او از حالت من خبر ندارد، یا اگر هم خبر دارد، هیچ توجهی به دلسوختگانش نمیکند.
گویند که دارد اثری آه دل ریش
فریاد که آه دل ما را اثری نیست
هوش مصنوعی: میگویند که صدای دل شکستهام تأثیری دارد، اما این صدای دل ما هیچ اثر و تاثیری نخواهد داشت.
در رهگذرش خاک شدم تا گذر آرد
بر ماش چرا آن بت مه رو گذری نیست
هوش مصنوعی: من در راه او به خاک افتادهام تا او بر من بگذرد. چرا آن معشوق زیبا هیچ وقت از اینجا نمیگذرد؟
گر هست تو را غیر من خسته نگاری
ای دوست به جان تو که ما را دگری نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از من تو را خسته کند، ای دوست، به جان تو قسم که ما کسی دیگر نداریم.
گفتم دل و جان پیشکش عشق تو کردم
آشفته دلان را بجز این ما حضری نیست
هوش مصنوعی: به عشق تو، جان و دل خود را تقدیم کردم. برای کسانی که در دلشان آشفتگی است، غیر از این، راهی وجود ندارد.
گفتا ز جهان هیچ توقّع چو نداریم
ما را سر و پروای چنین مختصری نیست
هوش مصنوعی: او میگوید که از دنیای بیرون هیچ انتظار و توقعی نداریم و برای این چیزهای ناچیز هیچ اهمیتی نمیدهیم.
گویند که شب را سحری هست خدا را
این تیره شب هجر مرا خود سحری نیست
هوش مصنوعی: میگویند که در دل شب، سحری وجود دارد، اما این شب تاریک که من را از معشوقم جدا کرده است، هیچ سحری برای من ندارد.