کیست که جانش ز غمت خسته نیست
کیست که دل را به رخت بسته نیست
چون قد و بالای تو سروی دگر
بر لب سرچشمهٔ جان رسته نیست
نقش رخت مینرود از دلم
زنگ غم عشق تو سر بسته نیست
روی به درگاه نیازش بمال
در بزن ای دل که دری بسته نیست
نیست شبی کز غم تو در جهان
روی من از خون جگر شسته نیست
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.