برگردان به زبان ساده
چه کنم در شب هجران تو آرامم نیست
یک نظر بر رخ جان بخش دلارامم نیست
هوش مصنوعی: در شبهایی که دور از تو گذراندهام، نمیتوانم آرامش داشته باشم. حتی یک نگاه به چهرهات، که روح مرا تسکین دهد، برایم ممکن نیست.
با همه درد که در آتش دل سوختهام
آرزوی و هوس صحبت هر خامم نیست
هوش مصنوعی: با وجود تمام دردی که به خاطر آتش احساساتم کشیدهام، هر شخص خام و نادانی را نمیخواهم که با او صحبت کنم.
گرچه مانند صراحی شده خون در جگرم
جز دلی صاف تنگ گشتهٔ چون جامم نیست
هوش مصنوعی: هرچند که درونم پر از غم و درد است و مانند شراب در دل سختی میچرخد، اما تنها چیزی که دارم یک دل صاف و تنگ است که به مانند جامی میباشد.
هست مادام مرا مونس دل خیل خیال
گرچه در پیش نظر وصل تو مادامم نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که خیالات خوشی در دل دارم، همچنان همراه من هستند، هرچند که در واقعیت به وصل تو نمیرسم.
تا به عشق رخ تو شهرهٔ آفاق شدم
بجز از عاشق بدنام دگر نامم نیست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی تو، در سراسر دنیا معروف شدم و جز به عنوان یک عاشق بدنام، نام دیگری ندارم.
تا تو ای نور نظر دور ز چشمم شدهای
خوش دلی و طرب و ذوق در ایامم نیست
هوش مصنوعی: وقتی تو ای محبوب دور از چشمانم هستی، خوشحالی و لذت و شادابی از روزهایم رفته است.
کام من تلخ شد از شدّت شبهای فراق
بجز از روز وصالت ز جهان کامم نیست
هوش مصنوعی: به خاطر شدت دوری و شبهای غمانگیز، زندگیام تلخ شده و جز روزی که با تو هستم، چیز دیگری نمیتواند مرا خوشحال کند.