برگردان به زبان ساده
فریاد که جز لطف تو فریادرسم نیست
واندر دو جهان غیر غمت هیچ کسم نیست
هوش مصنوعی: مرا فریادی نیست جز از لطف تو و در این دو جهان هیچ کسی غیر از تو برایم وجود ندارد.
مشکل همه اینست که از پای فتادم
از هجر و به وصل رخ تو دست رسم نیست
هوش مصنوعی: مشکل اصلی این است که از غم دوری تو زمینگیر شدهام و حالا به خاطر نبود تو نمیتوانم به وصال تو برسم.
گرچه نفسی یاد من خسته نکردی
صبر از رخ همچون قمرت یک نفسم نیست
هوش مصنوعی: اگرچه هیچگاه یاد من را به زحمت نینداختی، اما تحمل من در برابر زیبایی چهرهات به پایان رسیده است و دیگر نمیتوانم برای یک لحظه بدون تو زندگی کنم.
من بلبل شوریده ام از عشق رخ تو
اندر قفسی بسته ولی همنفسم نیست
هوش مصنوعی: من بلبل عاشقم، و از عشق زیبایی تو دیوانهام. هرچند در قفسی گرفتار شدهام، اما کسی را برای همدلی ندارم.
چون قدّ خود ار راست بپرسی ز من ای جان
زین سخت تر امروز به جان تو قسم نیست
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسی که آیا امروز چیزی برای تو سختتر از این وجود دارد، باید بگویم که هیچ چیزی به اندازه سختی این موضوع برای من نمیباشد.
گر جنّت فردوس دهندم به حقیقت
جز خاک سر کوی تو باری هوسم نیست
هوش مصنوعی: اگر به من بهشت فردوس را بدهند، در واقع از خاک کوی تو هم هوس ندارم.
گرچه به سر آمد به زبان دشمن بدخواه
من بحر محیطم که زیانی ز خسم نیست
هوش مصنوعی: هرچند که دشمن بدخواه من به زبانش صحبتهایی کرده و زخمهایی را نثار کرده، اما من در دریاچهام غوطهورم و از این دشمن هیچ آسیبی نمیبینم.
من چون شتر بارکش و خار جفاخور
در گردن ظالم چه کنم چون جرسم نیست
هوش مصنوعی: من مانند شتری بارکش هستم و با وجود اینکه در گردن من زخمها و مشکلات زیادی وجود دارد، نمیدانم چه طور میتوانم با ظلمهایی که به من میشود، کنار بیایم. من توان و قدرت مقابله با این سختیها را ندارم.
در صبر و مدارا به جهان چاره ندارم
در درد فراق تو چو فریادرسم نیست
هوش مصنوعی: من در تحمل و صبر بر این دنیا راهی جز مدارا ندارم، زیرا در درد دوری تو کسی نیست که به من کمک کند.