برگردان به زبان ساده
دیده ز مهر روی تو یک نفسش گزیر نیست
زآنکه چو روی خوب تو یک تن بی نظیر نیست
هوش مصنوعی: چشم من از دیدن روی تو هرگز خسته نمیشود، زیرا که هیچکس به زیبایی تو وجود ندارد.
دیدهٔ جان بدوختم از دو جهان و هرکه هست
چونکه به چشم من کسی مثل تو دلپذیر نیست
هوش مصنوعی: چشم جانم را به خاطر تو از دو جهان بریدهام، و هیچکس در نظر من به اندازه تو دلنشین نیست.
گرچه تو را به جای من هست ولی به جان تو
کهم بجز از خیال تو در دل و در ضمیر نیست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو به جای من قرار داری، اما تنها چیزی که در دل و ذهن تو وجود دارد، فقط خیال توست و به جان تو چیز دیگری نیست.
گر تو کنی تصوّر آن کز تو گزیر باشدم
نی به سر تو ناگزیر کز تو مرا گزیر نیست
هوش مصنوعی: اگر تو تصور کنی که من از تو دور شوم، باید بگویم که چنین چیزی امکانپذیر نیست، زیرا من ناچار از تو فرار نکردهام و نمیتوانم از تو دور شوم.
آن بت بی نظیر من گفت فقیر بردرم
گر تو فقیر بردری به ز منت فقیر نیست
هوش مصنوعی: آن معشوق خاص و بیهمتای من به من گفت: اگر تو هم در مقابل در من فقیر باشی، باز هم به حال تو دردمند نیستم. در واقع، نیازی به منت گذاشتن نخواهی داشت.
گر برود سرم ز دست از غم عشق در جهان
پیش دلم محقّرست پیش تو گر حقیر نیست
هوش مصنوعی: اگر از درد عشق سرم برود، در این دنیا حتی دل من در مقابل تو بیارزش است، اگر که تو برای من بیارزش نباشی.
خار غم تو ریش کرد دامن جان بی دلان
با همه قزّ و پرنیان بهتر از این حریر نیست
هوش مصنوعی: غم تو مانند خاری است که دامن روح بیدلها را پاره کرده است و با وجود تمام زرق و برق و زیباییهای دنیوی، هیچ چیز به اندازه این غم ارزشمند نیست.