برگردان به زبان ساده
یک دم مرا ز صحبت جانان گزیر نیست
غیر از خیال قامت او در ضمیر نیست
هوش مصنوعی: لحظهای نمیتوانم از حضور معشوق دور شوم، زیرا جز خیال قامت او در ذهنم چیزی دیگر نیست.
از پا درآمدم ز فراقت ستمگرا
لیکن چه چاره چونکه غمت دستگیر نیست
هوش مصنوعی: از شدت عشق و دوری تو به زانو درآمدم، اما چه کنم که غم تو دست بردار نیست و همچنان همراه من است.
ای پادشاه حسن و لطافت بگو چرا
هیچت نظر ز لطف به حال فقیر نیست
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی و نرمی، بفرما چرا از محبت و لطف تو هیچگونه توجهی به حال فقیران نمیباشد؟
مشکل که جان و سر بنهادیم در غمت
وز من ببین نگار که منت پذیر نیست
هوش مصنوعی: وقتی که برای غم تو جان و سرم را فدای کردم، باید ببینی که محبوبم دیگر حاضر نیست منت من را تحمل کند.
گویند رو به ترک بت بی وفا بگوی
گفتم نمیتوان که بتم را نظیر نیست
هوش مصنوعی: میگویند به معشوق بیوفا نگاه کن و از او چیزی بگو، اما من پاسخ میدهم که چنین زیبایی را نمیتوان با هیچکس مقایسه کرد.
هستند دلبران به جهان بس ولی مرا
در چشم جان چو حسن رخش دلپذیر نیست
هوش مصنوعی: در دنیا بسیاری از معشوقان زیبا وجود دارند، اما برای من هیچکس به اندازه حسن رخش، که در چشم و دل من دلنشین است، نمیتواند جذاب باشد.
گفتم جهان و جان کنمش پیش کش ز شوق
لیکن ورا نظر به متاعی حقیر نیست
هوش مصنوعی: گفتم دنیا و زندگی را به خاطر عشق و علاقهام پیشکش کنم، اما او به من و خواستهام توجهی ندارد و به چیزهای ناچیز و بیارزش توجه میکند.