برگردان به زبان ساده
آمد به مشامم ز سر زلف تو بویی
واندر طلبت زد دل تنگم تک و پویی
هوش مصنوعی: بوی زیبای موهایت به مشامم رسید و در جستجوی تو، دل تنگم به سختی میتپد و گاهی در جست و خیز است.
من گشته چو گویی به جهان در تک و پویم
باشد که بیابم ز سر زلف تو بویی
هوش مصنوعی: من در جستجوی تو و زیباییهای تو هستم، همچون کسى که در دنیا سرگردان است به دنبال رایحهی خوش زلفهایت.
قدّت ز دو چشمم نشود دور نگارا
زان رو که کند سرو وطن بر لب جویی
هوش مصنوعی: نگاه تو از دو چشمم دور نمیشود، زیرا وقتی سروِ وطن به کنار جویی میرسد، تو در خاطر من باقی خواهی ماند.
گویند که صبرست دوای دل عاشق
صبر دل عشّاق تو سنگست و سبویی
هوش مصنوعی: میگویند که صبر، درمان دل عاشق است، اما صبر دل عاشقان تو مثل سنگ است و نمیتوان بر آن تکیه کرد.
چون دل بشکبید ز دو لعل شکرینش
چون صبر کند دیدهام از روی نکویی
هوش مصنوعی: زمانی که دل از زیباییهای شیرینش دلگیر میشود، آیا چشم میتواند از روی زیباییاش صبر کند؟
از تاب دو چوگان سر زلف تو یارا
سرگشتهٔ میدان تو گشتیم چو گویی
هوش مصنوعی: ما در میدان زیباییهای تو سرگردان شدیم، همچون دو چوگان که از درخشش زلف تو شگفتزدهاند.
از گوی زنخدان تو سرگشته جهانی
تدبیر چه باشد چو نبردم ز تو بویی
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو چنان مرا captivated کرده است که همه دنیا در تلاش برای فهمیدن و برنامهریزی است. اما بدون وجود تو، هیچ کدام از این تلاشها بیفایده و بیمعنی است.