برگردان به زبان ساده
چنین بیگانهوش آخر چرایی
نیاید از تو بوی آشنایی
هوش مصنوعی: چرا این آدم با این ظاهری که دارد، بوی آشنایی از تو نمیگیرد؟
جفا چندین مکن بر دردمندان
ز حد بردن نشاید بی وفایی
هوش مصنوعی: برای دردمندان، سرزنش و بیرحمی زیاد نکن، زیرا که رفتار نامناسب و بیوفایی از حد فراتر میرود.
بکردی خشم و از چشمم برفتی
چو جان کردی ز تن باری جدایی
هوش مصنوعی: وقتی که عصبانی شدم، تو از چشمم رفتی، مانند این که جان از بدن خارج میشود و جدایی پیش میآید.
به درد دل گرفتارم خدا را
بیا جانا که دردم را دوایی
هوش مصنوعی: من دردی عمیق و ناشناخته دارم و به کمک تو نیاز دارم، ای محبوب. بیا و به من آرامش بده، زیرا دردم بیپایان است و به درمانی احتیاج دارم.
اگر شاه جهانم ور فقیرم
کنم در کوچه وصلت گدایی
هوش مصنوعی: اگر من پادشاه عالم باشم یا حتی فقیر، در کوچه عشق تو، همچون گدا رفتار میکنم.
چو جانی از تنم بیرون مرو ز آنک
چو رفتی از تنم کی با پس آیی
هوش مصنوعی: زمانی که جانم از بدنم خارج شود، تو نرو؛ زیرا وقتی که از بدنم جدا شوی، دیگر چطور میتوانی به آن بازگردی؟
اسیر خار هجرانم نگارا
چه باشد کز در وصلم درآیی
هوش مصنوعی: عزیزم، من به خاطر فاصله و دوری از تو در رنج و عذاب هستم، چه وقتی خواهد رسید که دوباره به آغوشم بازگردی؟
به رندان خراباتی نظر کن
مکن زین بیش با ما پارسایی
هوش مصنوعی: به آدمهای آزاد و خوشگذران نگاه کن و دیگر از ما انتظار پاکی و صفا نداشته باش.
تو و سلطانی و ناز و تنعّم
جهان و بی دلی و بی نوایی
هوش مصنوعی: تو در جایگاه قدرت و محبوبیت قرار داری، در حالی که دنیا با همهی زیباییها و خوشیهایش، تو را از احساس و نیازهای واقعیات بیخبر کرده است.