برگردان به زبان ساده
در ره عشق تو جانی میدهم در جست و جوی
بو که مقصودی شود حاصل مرا زین گفت و گوی
هوش مصنوعی: در پی عشق تو جان خود را فدای میکنم و به دنبال نشانی هستم که به مقصودم دست یابم. از این گفت و گوها برای رسیدن به هدفم استفاده میکنم.
هیچ میدانی که بی روی تو جانا در فراق
بر رخ جانمی رود ما را ز دیده آب جوی
هوش مصنوعی: آیا میدانی که من بدون حضورت، ای عزیز، در دوری از تو چگونه در این غم و اندوه جان میدهم؟ اشکهایم مانند آب جوی از چشمانم جاری است.
دل ببردی از من و در پا فکندی این رواست
از من بیچارهٔ مسکین چه می خواهی بگوی
هوش مصنوعی: تو دل مرا بردی و نادیدهام گرفتی. این کار از تو، بیرحمی نسبت به منِ بیچاره است. حالا چه انتظاری از من داری؟
این نگار چابک دلبر به میدان از دو زلف
رو به چوگان جفا و دل ببرد از من چو گوی
هوش مصنوعی: این معشوق زیبا و تندباد به میدان آمد و با دو گیسویش مثل توپ تنیس دل مرا به راحتی از دست برد.
همچو گوی آخر نگویی تا به کی این خسته دل
در فراق روی تو سرگشته گردم کو به کوی
هوش مصنوعی: مانند یک توپ، نمیگویم تا کی باید در حسرت دیدار تو، این دل خسته، گام به گام سرگردان باشم و در کوچهها بچرخم.
تا به کی تندی و بدخویی کند با ما نگار
دل به جان آمد ز دست آن نگار تندخوی
هوش مصنوعی: تا کی باید با رفتار تند و بدخوی آن محبوب با ما برخورد کند؟ این موضوع برای دل ما سخت شده و از دست آن محبوب بداخلاق به ستوه آمدهایم.
ترک بدخویی و تندی کن وگرنه دلبرا
در جهان آشفته گردم بر رخ تو همچو موی
هوش مصنوعی: اگر بدخلق و تندخو باشی، این میتواند باعث آشفته شدن دلبر و دنیای تو شود. پس بهتر است از این رفتار خود دست برداری، وگرنه مانند موهایی که در آشفتهگی به هم میریزد، چهرهات تحت تأثیر این شرایط قرار خواهد گرفت.