برگردان به زبان ساده
ای صبا حال دل من پیش دلبر بازگوی
آنچه دیدی از من دلخسته از آغاز گوی
هوش مصنوعی: ای نسیم، حال و روز دل من را برای معشوق بازگو کن و بگو که از ابتدای عاشقی چقدر دلbroken و خسته بودهام.
گر بود در مجلس نااهل زنهار ای صبا
دم مزن یک لحظه وان دم در محل راز گوی
هوش مصنوعی: اگر در جمع افرادی بیلیاقت و نالایق حضور داری، ای باد صبا، لحن سخن را تغییر ده و حتی یک لحظه هم دم از راز نزن.
گو نمیسازد دلم زین بیش با درد فراق
با من بیچارهٔ مسکین دمی درساز گوی
هوش مصنوعی: دل من دیگر طاقت تحمل درد جدایی را ندارد. ای کاش لحظهای با من بیچاره همدردی کنی و برایم بگویی که این درد را نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم.
با گل خوش بو بگو کارم به جان آمد ز غم
بی رخ عاشق فریبت ای دو دیده باز گوی
هوش مصنوعی: با گل خوشبو صحبت کن، که غم بیروی معشوق به جانم رسیده است. ای دو چشمان فریبنده، بگو!
در فراقت عمر ما بگذشت چون باد خزان
یک زمانم از وصال خویشتن بنواز گوی
هوش مصنوعی: در جدایی تو، عمر ما به سرعت باد پاییز سپری شد. یک لحظه مرا از وصالت در آغوش بگیر و نوازش کن.
بی قد و بالای تو از ما به سرو ناز گوی
چون برستی سایه لطفت به ما انداز گوی
هوش مصنوعی: بدون داشتن شکوه و عظمت تو، ما از سرو ناز زیبا چه بگویم؟ هنگامی که تو قدم برمیداری، سایهی لطفت را بر ما بیفکن و بگذار حس کنیم.
گر تو را از حال زار ما فراغت حاصلست
هم دمی آخر به احوال جهان انداز گوی
هوش مصنوعی: اگر به حال ناگوار ما بیتوجهی و احساس راحتی میکنی، لطفاً چند لحظه به وضعیت جهان نگاه کن و توجهی به آن داشته باش.
مطربا در ساز کن عود و نی و چنگ و رباب
وآنچه می گویی به نزد عاشقان با ساز گوی
هوش مصنوعی: ای مطرب، سازهایت را بردار و عود و نی و چنگ و رباب را به صدا درآور. هر آنچه میگویی را با نغمههای دلنشین به عاشقان بیان کن.
گر بخوانی یک دو بیتی دلپذیر از شعر من
در سرابستان تو با دستان خوش آواز گوی
هوش مصنوعی: اگر تو یک یا دو بیت زیبا از شعر من را در سرابستان خودت بخوانی، با دستانی که صدای زیبایی دارند، این کار را انجام بده.
هرکه را همچون تو مجنونی به دست آید ولی
گر بود اهل خرد جان و جهان درباز گوی
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیا شخصی دیوانه و عاشق مانند تو را پیدا کند، اگر عقل و درایت داشته باشد، باید با تمام وجود در این باره سخن بگوید و دیگران را از آن آگاه کند.