برگردان به زبان ساده
گر به چوگانم ز خود رانی چو گوی
کی بگردانم من از روی تو روی
هوش مصنوعی: اگر تو مرا مانند گوی به سمت خودت برانی، چگونه میتوانم از تو دور شوم و راهی غیر از تو انتخاب کنم؟
واپس آیم باز در پات اوفتم
چون توانم بودن آخر کم ز گوی
هوش مصنوعی: من به تو بازمیگردم و در حضورت فرو میافتم، زیرا که نمیتوانم در نهایت از این عشق کم بگذارم.
تا به کی در جست و جوی وصل تو
می روم افتان و خیزان کو به کوی
هوش مصنوعی: من تا کی باید به دنبال دیدار تو بروم؟ در حال قدم زدن و با تردید، در هر خیابان و کوچه به جستجو هستم.
ای صبا گر میتوانی لطف کن
حال زارم را به جانان بازگوی
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر میتوانی، لطفاً حال پریشانم را به محبوب بگو.
مدّتی شد تا که از سودای تو
بر رخت آشفته گشتم همچو موی
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر فکر تو، حالتی آشفته و پریشان پیدا کردهام، مانند موی درهم و برهم.
دوستان گویند این فریاد چیست
ناله و افغان ز یار تندخوی
هوش مصنوعی: دوستان میپرسند این فریاد از چیست، چرا این ناله و زاری از تاثیر یار خشمگین است.
تا مرا در قالب تن جان بوَد
میکنم در راه وصلت جست و جوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم در این بدن هست، در تلاش برای رسیدن به وصل تو هستم.
باد کوی دوست بر خاکم نشاند
آتش عشقش ببردم آب روی
هوش مصنوعی: هوا و نسیم از سوی محبوب، مرا به زمین مینشاند و آتش عشق او، به چهرهام آب میدهد.
مدّعی چون ما به آب دیده دست
از جهان شستیم دست از ما بشوی
هوش مصنوعی: مدعیانی مانند ما با اشک و غم از دنیا دل بریدند؛ پس تو هم از ما دل نکَن.