برگردان به زبان ساده
بشست از دیده شرم و از حیا روی
فغان از دست آن بی شرم دلخوی
هوش مصنوعی: از چشمم شرم و حیا شسته شد و اکنون صدای فغان و نالهای از دل بیشرم و بیخود در آمده است.
چه مایه رنج دیدم از جفایش
کشیدم بس بلا از فعل بدگوی
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که به خاطر خیانت او متحمل شدهام، بسیار رنج دیدهام و بلایای زیادی را از کارهای بد او تجربه کردهام.
چه خون از دست جورش در جگر رفت
چه اشک از دیدهها دررفت در جوی
هوش مصنوعی: از آزار و خسارتی که او به من زد، دل من به شدت جریحهدار شد و چقدر اشک از چشمانم ریخت.
به میدان جفا دیدی که خوردیم
بسی چوگان غم زان دست و بازوی
هوش مصنوعی: در میدان سختی و رنج، مشکلات و دردهای زیادی را تجربه کردیم و به نوعی درگیر این مسائل شدهایم.
درآمد عقل سرگردانم از پای
به سر گردیدم اندر خاک چون گوی
هوش مصنوعی: عقل سرگردانم به من فهماند که از سر تا پا در خاک و فرومایی قرار گرفتهام، مثل گوی که در زمین افتاده باشد.
نیامد هیچ وقت اندر دماغم
ز باغ مهربانیش یکی بوی
هوش مصنوعی: هیچگاه بوی خوش مهربانیاش در ذهن من نیامده است.
هزارت آفرین بر جان و تن باد
که آزارم نجستی یک سر موی
هوش مصنوعی: هزاران بار به جان و تن تو درود باد که حتی یک تار مویم را هم آزار ندادی.
تو بیداد آنچه بتوانست کردی
نگفتی چون کنم من روی در روی
هوش مصنوعی: تو هر کاری که خواستی انجام دادی، ولی من نتوانستم بگویم چگونه باید در مقابل تو قرار بگیرم.