برگردان به زبان ساده
تو جام جهان نمای جانی
جانی و دو دیدهٔ جهانی
هوش مصنوعی: تو همچون آئینه ای هستی که تمام زیباییها و هستی در آن نمایان است، جانم! و دو چشمت، جهانی از تجربه و بصیرت را در خود دارد.
در عشق رخ تو ناتوانم
رحم آر به من چو میتوانی
هوش مصنوعی: در عشق تو، من ضعیف و ناتوان هستم. خواهش میکنم به من رحم کن، هر زمان که امکانش را داری.
در هجر تو زندگی نخواهم
با وصل خوشست زندگانی
هوش مصنوعی: من در جدایی تو زندگی نمیکنم، چون زندگی با وصال تو خوشایندتر است.
ای ماه جبینِ سرو بالا
تو راحت روحی و روانی
هوش مصنوعی: ای ماهی که زیبایی و درخشندگی، تو آرامش روح و جان منی.
ای لعل لب تو خوشتر از جان
دیدار تو عمر جاودانی
هوش مصنوعی: شیرینی لبان تو برای من از جانم هم دلپذیرتر است، و دیدن تو برایم مانند زندگی ابدی میماند.
در کار غم تو کردهام جان
ای اصل حیات و شادمانی
هوش مصنوعی: من برای غم تو جانم را در خطر انداختهام، ای اصل زندگی و خوشحالی.
گر مهر منت به دل نباشد
میکن تو تفقدّی زبانی
هوش مصنوعی: اگر محبت و دوستی واقعی در دل نباشد، تو می توانی فقط با کلمات و زبان خود محبت را ابراز کنی.
چون شد غم عشق آشکارا
میپرس ز حال من نهانی
هوش مصنوعی: زمانی که غم عشق به وضوح بروز کرد، از حال من که در درونم پنهان است بپرس.
بر خاتم لعل تو شده ختم
جان بخشی و رسم دلستانی
هوش مصنوعی: بر روی انگشتر گرانبهای تو، نشان بخشندگی جان و هنر دلربایی نقش بسته است.
با آنکه تو را ز جان غلامم
از بندگیام تو در گمانی
با آنکه از جان یندهٔ تو هستم، تو به بندگیام داری.
من کشته وصل آن جهانم
سهلست حیات این جهانی
هوش مصنوعی: من به خاطر ارتباط و وصال با آن جهان از زندگی در این دنیا دست کشیدهام.