برگردان به زبان ساده
دلا تا کی چنین سرگشته باشی
به تیغ روز هجران خسته باشی
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی میخواهی سرگردان باشی؟ چرا به خاطر روزهای فراموشی و دوری از معشوق، اینقدر خسته و ناتوانی؟
ز بار هجر آن دلدار تا کی
چو زلف دلبران بشکسته باشی
هوش مصنوعی: به خاطر دوری آن محبوب تا کی باید در انتظار بمانی، در حالی که مانند زلفهای دلبران درهم و برهم شدهای؟
سرانگشتان دلبند تو تا کی
به خون ناتوانان رشته باشی
هوش مصنوعی: سرانگشتان محبوب تو تا چه زمانی باید در خون ناتوانی غرق باشند؟
به تخم بی وفایی خاطرت را
چرا ای نور دیده کشته باشی
هوش مصنوعی: چرا دل خود را به خاطر بیوفایی کسی به خاک سیاه نشانی ای روشنی چشمانم؟
سراسر سینهٔ مجروح ما را
ز خوناب جگر آغشته باشی
هوش مصنوعی: سینهی مجروح ما را از خون دل پر کن.
ولی چون من هزارت بنده دایم
به قید آورده بازش هشته باشی
هوش مصنوعی: اگرچه من هزاران خدمتگزار دارم که همیشه در خدمت من هستند، اما تو هم میتوانی آزادانه او را نگهداری.
دلا در سوزن وصلش نگنجی
اگر در هجر او چون رشته باشی
هوش مصنوعی: اگر دل تو در وصل او نتواند جا بگیرد، پس در جدایی از او مانند رشته ای خواهی بود که در سوزن نمیتواند جا شود.
نگویی تا به کی ای دل خدا را
ز عشقش در جهان سرگشته باشی
هوش مصنوعی: ای دل، نگو تا چه زمانی تو باید به خاطر عشق خدا در این دنیا سرگردان باشی؟
خدا داند که تو تا چند عاشق
به خون دل ز هجران کشته باشی
هوش مصنوعی: خدا میداند که تو چقدر به خاطر جدایی، با درد و غم عاشقانهها را تحمل کردهای.