برگردان به زبان ساده
دلا تو تا به غم عشق در جهان باشی
میان خلق جهان بی سخن چو جان باشی
هوش مصنوعی: ای دل، تا زمانی که در عشق غمگینی، در میان مردم دنیا باید بیصدا و خاموش مثل جان باشی.
چو نرگسم شده بیمار تا به کی با ما
چو سوسن ای بت مهروی ده زبان باشی
هوش مصنوعی: چشمهای نرگسی من بیمار و آزردهحال شدهاند. تا چه زمانی میخواهی مانند سوسن در کنار ما باشی و با دهانی بسته و خاموش بمانی؟
اگر ز نسل بنی آدمی بگو آخر
چرا ز دیدهٔ ما چون پری نهان باشی
هوش مصنوعی: چرا ای انسان، در دل ما مانند پری پنهان هستی و از چشمهایمان دوری میکنی؟
ز حد گذشت مرا شرح حال عشق ای دل
قلم صفت تو ز غم چند سر دوان باشی
هوش مصنوعی: عشق، داستانی است که فراتر از حد و مرزهای معمول من را به خود مشغول کرده است. ای دل، تو با ویژگیهای خود چگونه میتوانی از غمهای مختلفی که دچارش هستی، رهایی یابی؟
نگار خوش به سر نازبالش امید
به خواب خوش تو چرا سر بر آستان باشی
هوش مصنوعی: عزیز من با زیباییهای خود، تو که خواب خوشی را در آغوش داری، چرا بر درگاه محبت من سر میگذاری؟
فراغتیست تو را از جهان بگو تا چند
مدام بر سر بازار داستان باشی
هوش مصنوعی: به تو میگویم که از دنیا راحتی را تجربه کنی و به من بگو که تا کی میخواهی مدام درگیر داستانها و داستانسراییها باشی؟
هزار جان به فدایت کنم من از سر شوق
میان باغ دل من تو چون روان باشی
هوش مصنوعی: من به خاطر شادی و عشق بسیار، هزار بار جانم را فدای تو میکنم، زیرا تو مانند جانی در باغ دل من هستی.