برگردان به زبان ساده
اگر شود شب وصلت مرا شبی روزی
به اوج چرخ فلک سرکشم به پیروزی
هوش مصنوعی: اگر شبی به وصال محبوبم برسم، روزی با پیروزی و موفقیت به اوج آسمانها پر میکشم.
سنان غمزه مزن بیش ازین به جان و دلم
که چشم مست تو مشهور شد به دلدوزی
هوش مصنوعی: دیگر بیش از این با نگاه دلربایت به جان و دلم آسیب نزن، زیرا چشمان پُر از مستی تو در دل بریدن و دلباختگی معروف شدهاند.
چراغ وصل تو جانا که شمع مجلس ماست
ببرد دل ز من خسته در دل افروزی
هوش مصنوعی: چراغ وصال تو، ای محبوب، روشنایی بخش وجود ماست و مانند شمعی است که در مجلس ما میدرخشد. این نور و پرتو عشق تو دل خسته من را میبرد و در عمق وجودم شعلهور میکند.
به شمع گفتم پروانه ضعیف منم
مراست سوختن عادت تو از چه می سوزی
هوش مصنوعی: به شمع گفتم که من مثل پروانهای ضعیف هستم که همیشه در حال سوختن است. اما از تو میپرسم که چرا اینقدر میسوزی و این کار برایت عادی شده است؟
جواب داد مرا شمع و گفت پروانه
تو سوختن ز سر عشق از من آموزی
هوش مصنوعی: شمع به من گفت که پروانه، تو باید از من یاد بگیری که چگونه به خاطر عشق بسوزی.
به یک زمان تو بسوزی به نور طلعت ما
منم که سوختهام در غمش شبانروزی
هوش مصنوعی: در یک لحظه، تو با روشنایی چهرهات میدرخشی، اما من هر روز و شب در غم تو سوختهام.
منم ز صحبت شیرین نگار خود محروم
بر آتشم ز غم و خون دیدهام روزی
هوش مصنوعی: من به صحبت دلنشین معشوقم دسترسی ندارم و به همین خاطر در آتش غم میسوزم و از روزی که چشمانم پر از اشک است، رنج میبرم.
شب دراز، من از دیده خون دل بارم
به روز اوّل عمرم نه روز امروزی
هوش مصنوعی: شب بسیار طولانی است و من از شدت درد و غم، اشک میریزم. انگار که روزهای نخستین عمرم را باز میبینم و نه روزهای کنونی.
تو گر بسوزی آخر خلاص ممکن هست
مرا ز سوز خلاصی نمیشود روزی
هوش مصنوعی: اگر تو بسوزی، شاید در نهایت نجاتی برای من باشد، اما اگر آتش سوزی و درد ادامه یابد، هیچگاه از آن رنج خلاص نخواهم شد.