برگردان به زبان ساده
بیا که غمزه سرمست تو به دلدوزی
فراق روی تو را میکند بدآموزی
هوش مصنوعی: بیا که زیبایی و ناز تو باعث میشود درد دوریات را تحمل کنم و بر دل زخمهای عشق بیفزاید.
چو بخت یار نباشد بگو چه چاره کنم
که دولت شب وصلت مرا شود روزی
هوش مصنوعی: وقتی خوشبختی و شانس با من نیست، چه راه حلی دارم؟ که آرزوی شبی که کنار محبوبم هستم، تبدیل به روزی میشود.
دلم به آتش عشقت بسوخت در سر لطف
تو را به حال من خسته نیست دلسوزی
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو میسوزد، اما تو به حال من که خستهام، توجهی نداری و نگران نیستی.
به غمزه گوی کز این پس مریز خون دلم
چرا که نیست بجز شیوهات جگرسوزی
هوش مصنوعی: به کسی بگو که با ناز و عشوهاش دل من را آزرده نکند، زیرا جز روش خودت هیچچیز دیگری نیست که اینقدر دردآور باشد.
مرا چو موم گدازان ز تاب هجرانش
تو شمع مجلس انسی بدین دلفروزی
هوش مصنوعی: من از شدت دلتنگی و دوریات مانند مومی ذوب میشوم، تو مانند شمعی هستی که در جمع دوستان میدرخشی و دلها را شاد میکنی.
بیا و سر مکش از ما چو سرو ناز که من
به روت عاشق دیرینهام نه امروزی
هوش مصنوعی: بیایید و خود را از ما جدا نکنید مانند سرو زیبایی که من سالهاست به شما علاقهمندم و این عشق، عشق امروز نیست.
دلا تو گوشه انسی بگیر از همه خلق
که غیر بار غمش در جهان نیندوزی
هوش مصنوعی: ای دل، از مردم فاصله بگیر و در گوشهای تنها شوید، زیرا در دنیا غیر از درد عشق او، باری بر دوش نداری.