برگردان به زبان ساده
بو که آن ماه من اندر چمن آید روزی
حال زار منش اندر نظر آید روزی
هوش مصنوعی: بوی آن ماه من روزی وارد باغ خواهد شد و حال زار من روزی در نظرها نمایان خواهد شد.
گرچه پیچید عنان از من بیچاره به خشم
خبری زان بت بدخو مگر آید روزی
هوش مصنوعی: هرچند که از دست من درمانده و ناتوان، کارها به سختی پیش میرود و خبری از آن دلبر بدخلق نیست، اما امیدوارم روزی فرا برسد.
ورچه مستست چو آن نرگس رعنا همه روز
بو کز آن بی خبری با خبر آید روزی
هوش مصنوعی: اگرچه تو مستی مانند آن نرگس زیبا، اما بدان که هر روز بویی از او به گوش میرسد و تو از آن بی خبری، یک روز خبری از آن خواهی شنید.
با کمان خانه ابروت .......
تیر آه دل من با سپر آید روزی
هوش مصنوعی: با کمان زیبایی ابروهایت، تیر آرزوی دل من روزی به تو خواهد رسید.
تا به کی در ظلمات شب هجران باشم
آفتابی مگر از وصل برآید روزی
هوش مصنوعی: تا کی باید در تاریکی شب فراق بمانم؟ آیا روزی خورشیدی از وصال خواهد تابید؟
گل بستان امید من خون گشته جگر
مگر از آب دو چشمم به سرآید روزی
هوش مصنوعی: امید من به مانند گلی در باغ، زخم خورده و پژمرده شده است. آیا ممکن است روزی به لطف اشکهایم، بهتر شود و دوباره زنده گردد؟
من به بوی کرمش گرد جهان میگردم
کز در لطف مگر باز درآید روزی
هوش مصنوعی: من به خاطر عطر خوش او در دنیا سفر میکنم، شاید یک روز دوباره با لطفش به من اجازه دهد بازگردم.