برگردان به زبان ساده
که را طاقت بود بر درد دوری
که یارد کرد در آتش صبوری
هوش مصنوعی: کیست که توانایی تحمل درد جدایی را داشته باشد، در حالی که کسی باشد که در آتش صبر سوزانده شود؟
تویی نزدیکتر بر من ز جانم
ز جان هرگز کسی جستهست دوری
هوش مصنوعی: تو برای من حتی از جانم هم نزدیکتر هستی و هیچکس هرگز نمیتواند فاصلهای از جان خود بگیرد.
تنم را قوّتی و روح را قوت
تویی جان و دو چشمم را سروری
هوش مصنوعی: بدن من را نیرویی و روح من را نیروی تو میدانم، ای جان، و دو چشم من نیز زیر پرچم تو هستند.
همی گویی صبوری کن به هجران
نمیآید مرا از دل به دوری
هوش مصنوعی: میگویی صبر کن، اما این جدایی از دل من دور نمیشود و عذابش همیشه با من است.
ولی مشکن دل مهجور ما را
بباید کردنش ضِبری ضروری
هوش مصنوعی: اما لطفاً دل تنها و رنجور ما را نشکن، زیرا که برای آرامش آن باید تدبیری ضروری اندیشید.
دمی سوی چمن بخرام چون سرو
که گویند آن بهشتست و تو حوری
هوش مصنوعی: لحظهای به سمت باغ برو و به آرامی پرسه بزن، مانند درخت سرو که میگویند آنجا بهشت است و تو را به حوری تشبیه میکنند.
صبوری چون کنم از رویت ای دوست
جهان را جان جهان بین را تو نوری
هوش مصنوعی: چطور میتوانم صبر کنم برای دیدن تو، ای دوست؟ در این دنیا، تو مانند نوری هستی که جان و زندگی را روشن میکنی.
منم جان و جهان کرده فدایت
بگو آخر چرا از ما نَفوری
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را برای تو فدای کردهام، پس بگو چرا از ما نفرت داری؟