برگردان به زبان ساده
چه شود گر فکند بر من مسکین نظری
یا بپرسد ز دل سوخته خرمن خبری
هوش مصنوعی: چرا خوب نیست که یک بار به منِ بیچاره نگاهی بیندازد یا از حال و روز دلbroken من بپرسد؟
روز من تیره شد از جور فراقت صنما
شب هجر تو همانا که ندارد سحری
هوش مصنوعی: روز من به خاطر دوری و بیخبری از تو، ای محبوب، تیره و تار شده است و شب جدایی تو نیز بهجز تاریکی و بیپایانی چیزی ندارد.
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی اثری
هوش مصنوعی: اگر میتوانی امروز دل مرا پیدا کنی، بکن؛ وگرنه هرچقدر هم تلاش کنی، نتیجهای نخواهی گرفت.
به قیامت ز لحد نعره زنان برخیزم
چو سر خاک من ای دوست گذاری گذری
هوش مصنوعی: در روز قیامت از قبرم با ناله و فریاد بلند میشوم، ای دوست، آیا پس از مرگ من میخواهی از کنار قبرم بگذری؟
گر به جان من بی دل دگری هست تو را
من بیچاره به جای تو ندارم دگری
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از تو به جان من علاقهمند باشد، من که بیچارهام، هیچ جایگزینی برای تو ندارم.
جان ز من خواسته بودی صنما شرمت باد
چون فرستم بر جانانه چنین مختصری
هوش مصنوعی: ای معشوق، زمانی که جانم را از من خواستی، حالا شرمندهام که چگونه میتوانم چنین پیامی کوتاه به محبوب واقعیام بفرستم.
به جهان ماه ندیدم که نهادهست کلاه
سرو هرگز نشنیدم که ببندد کمری
هوش مصنوعی: در دنیای ما، هرگز ندیدم کسی به زیبایی و وقار سرو، کلاهی بر سر گذاشته باشد و هیچگاه نشنیدم که او کمری را ببندد.
قدمی بر سر بیمار نه ای جان و جهان
تا به هر گام به پای تو فشانیم سری
هوش مصنوعی: اگر به سراغ بیمار نروی، جان و جهان را ندیدهای؛ زیرا هر قدمی که برمیداریم، به پای تو سر خم کرده و میافشانیم.