برگردان به زبان ساده
چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری
و یا بپرسی از حال زار من خبری
هوش مصنوعی: اگر فقط یک نگاهی به من بیندازی یا از احوال بد من بپرسی، چه ضرری دارد؟
چو خاک بر سر راهت فتادهام چه عجب
اگر تو بر سر خاک رهی کنی گذری
هوش مصنوعی: من مثل خاکی هستم که بر سر راه تو افتادهام. چه عجیب است اگر تو هم بر سر خاکی که بر سر راهم است، عبور کنی.
مرا تو مردمک دیدهای و در غم عشق
به روی آب فکندیم با تو ما سپری
هوش مصنوعی: تو برای من همچون مردمک چشم هستی و در غم عشق، با تو به مانند سپری بر روی آب قرار گرفتهایم.
شرار آه من از چرخ نیلگون بگذشت
نمیکند به دل همچو آهنت اثری
هوش مصنوعی: آه من به آسمان رنگی رسید، اما هیچ تأثیری بر دل ندارد، مثل اینکه آهن هیچ احساسی ندارد.
به تحفه خواستی از من روان فرستادم
به غیر جان نبود چون کنیام ماحضری
هوش مصنوعی: خواسته بودی که از من هدیهای برایت بفرستم، اما جز جانم چیزی ندارم که تقدیم کنم. ما چه کنیم که نمیتوانیم به حضورت بیاییم؟
تو را چو ما و به از ما بسی نگارینست
به جان تو که نداریم غیر تو دگری
هوش مصنوعی: تو را بسیار زیبا و دلکش میدانیم و به جانت، ما غیر از تو کسی را نداریم.
نظر به حال جهان کن دمی ز روی کرم
که مه دریغ نمیدارد از جهان نظری
هوش مصنوعی: لحظهای به وضعیت دنیا نگاه کن و از روی لطف و بخشش الهی بیپرده، دیدگاه خود را عطا کن؛ چرا که ماه (الهی) هرگز از نگاه کردن به دنیا دریغ نمیکند.
چو حلقه میزنمت سر به در دری بگشای
که ره نمیبرم ای دوست جز درت به دری
سرم را چون حلقه به در میزنم، دری باز کن؛ که من جز در تو به دری دیگر نمیروم.