برگردان به زبان ساده
به امیدی که برآید مه رویت سحری
یا بیابم ز نسیم سر زلفت خبری
هوش مصنوعی: به امید آنکه در سحرگاه، چهره زیبای تو را ببینم یا خبری از نسیم موهایت به دست آورم.
همه شب شمع صفت در غم رویت تا روز
میکنم گریه که از صبح بیابم اثری
هوش مصنوعی: هر شب مانند شمعی در اندوه چهرهات میریزم و تا صبح گریه میکنم تا شاید نشانهای از تو پیدا کنم.
همچو خاکم به سر کوی امیدت ساکن
تا مگر سرو صفت سوی من آری گذری
هوش مصنوعی: من مانند خاک در کنار کوی امید تو نشستهام، به امید اینکه شاید روزی مثل یک درخت خوشفرم و زیبا، به سوی من بگذری.
کیمیا خاصیتی، خاک رهت گشتم از آن
تا کنی سوی من خسته هجران نظری
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و آرزوی تو، به مانند خاکی که در مسیر تو است، تبدیل به جادو و کیمیا شدهام. امید دارم تو هم نگاهی به من بیندازی و خستگی و تنهایی ناشی از دوریام را دریابی.
تا به کی بر من بیچاره کنی جور و جفا
تا به کی شاد بود از شب وصلت دگری
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی بر من زجر و سختی روا داری؟ تا کی میخواهی از شادی شب وصالی که با دیگری داری لذت ببری؟
چند در آتش هجران تو سوزد دل من
تا به کی خون رود از دست غمت در جگری
هوش مصنوعی: دل من تا کی باید در آتش دوری تو بسوزد و خون غم تو از جانم بریزد؟
کشتی وصل نگارم به کناری نرسید
دست امید نکردم به میانش کمری
هوش مصنوعی: کشتی عشق من به چنگال محبوبم نرسید و من به امید رسیدن به او، هرگز دست از تلاش نکشیدم.