برگردان به زبان ساده
زان لعل لبم بده زکاتی
تا در تن ما کنی حیاتی
هوش مصنوعی: لطفاً لبان زیبا و شیرینم را مورد عنایت قرار بده تا به واسطه آن، زندگی و روح تازهای به وجود من ببخشی.
چون شکّر آن لبم ندادی
ای جان و جهان کم از زکاتی
هوش مصنوعی: ای جان و جهان، تو همچون شکر هستی که به من ندادیش؛ آیا این کم از زکات و بخشش نیست؟
از دوست جز این قدر نخواهم
کاندر قدمش بود ثباتی
هوش مصنوعی: از دوستم جز این خواستهای ندارم که در کنارش احساس ثبات و آرامش کنم.
بر خط لبم دهد به هر سال
آن نور دو دیدگان براتی
هوش مصنوعی: بر لبان من نشانی از عشق تو هر سال میدرخشد، مانند نوری که از چشمانت میآید.
در سیهی دیده گو قلم زن
گر زآنکه نیابد او دواتی
هوش مصنوعی: اگر دیدی که کسی در دلش غم و اندوهی دارد، به او بگو که باید از دلش بنویسد، حتی اگر ابزاری برای نوشتن نداشته باشد.
من تشنه آن لب چو قندم
سودم نکند لب فراتی
هوش مصنوعی: من به لبهای شیرین آن محبوب بسیار علاقهمندم، اما از نوشیدن آب زلال و گوارا نیز بینیاز نیستم.
در عرصه عشقت ای جهانگیر
شاه دل من شدهست ماتی
هوش مصنوعی: در دنیای عشق تو، ای پادشاه بزرگ، قلب من کاملاً تسلیم شده است.