برگردان به زبان ساده
دلا این عشقبازی تا به کی بی
شب هجرش درازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی باید در این عشق بازی کنی؟ تا کی باید شبها را بدون معشوق بگذرانی و به دوری او فکر کنی؟
سهی سروا مکن جز راستی هیچ
بهل بازی که بازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: گفتن نادرست یا فریب دادن به هیچ عنوان مجاز نیست. دروغ و فریب نمیتواند ادامه داشته باشد، پس به حقیقت باید پایبند بود.
زبان با ما دلت با دیگرانست
بگو این حقّه بازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: چرا دل ما با دیگران است و زبان ما چیز دیگری میگوید؟ بگو این دو رنگی و تزویر تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
دلم در بوته هجران به زاری
نگویی جان گدازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: دل من در درد جدایی به شدت میسوزد و نمیتوانم ادامه این وضعیت را تحمل کنم.
کبوتروار شد در مهربانی
مجو دوری که بازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: شبیه کبوترها مهربانی کن و از دوری خودداری کن، چون این بازی چه زمانی باید ادامه یابد؟
مکن مر دوستان را خوار و غمخوار
چنین دشمن نوازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: دوستان خود را کوچک مشمار و با دشمنان اینگونه مهربان نباش. تا کی میخواهی این وضعیت را ادامه بدهی؟
نیاز ما به وصلت هست بسیار
تو را این بی نیازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: ما به وصل شدن به تو به شدت نیاز داریم، ولی تو تا کی میخواهی خودت را بینیاز نشان بدهی؟
سرافکندهست نرگس پیش چشمت
ترا این سرفرازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: نرگس به خاطر زیبایی چشمهایت شرمنده است، اما این زیبایی و سربلندی تو تا کی ادامه خواهد داشت؟
مرا خرقه به خون دیده پالود
به خون جامه نمازی تا به کی بی
هوش مصنوعی: من لباس خود را با اشک چشمم شستشو دادهام و در عوض، لباس نماز را با خون خودم غשרת کردهام. این وضعیت غیرقابل تحمل تا کی ادامه خواهد داشت؟