برگردان به زبان ساده
ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
در غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو
هوش مصنوعی: ای چشمهایم، چگونه میتوانم به درمانی برسم؟ دردی که به خاطر عشق تو دارم، دل مرا به شدت غمزده کرده و هیچ کس جز تو نمیتواند کمکی به من کند.
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنم
چون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو
هوش مصنوعی: به جان شیرینم گفته بودم که تو را در کارهای خودم قرار دهم، اما وقتی دیدم که تو به این اندازه کوچک و ناچیز نیستی که در زندگی من جای بگیری.
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجر
ای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو
هوش مصنوعی: عزیز من، تا چه زمانی باید به خاطر دوری تو غمگین و نگران باشم؟ به من بگو که تا چه زمانی باید از درد تو رنج ببرم؟
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگار
در جهان آخر بگو تا کیست همآورد تو
هوش مصنوعی: دیگر با درد جدایی مرا آزار نده، ای محبوب. در این دنیا، بگو که تا چه زمانی کسی میتواند با تو مقابله کند.
در سرابستان چو دیدم قامتت گفتم کجاست
سرو بستان تا به جان و دل بچیند درد تو
هوش مصنوعی: وقتی در سرابستان تماشای تو را دیدم، به خود گفتم کجاست آن سرو زیبا در باغ، که به جان و دل از درد تو بهرهبرداری کند.