برگردان به زبان ساده
آه از ستم زمانهٔ دون
کاو کرد مرا جگر پر از خون
هوش مصنوعی: نارضایتی و درد من از ظلم و نارواییهای روزگار است که باعث شده است دل من پر از خون و اندوه شود.
از درد فراق آن دلارام
از دیده روان شدهست جیحون
هوش مصنوعی: از شدت درد دوری آن محبوب، اشکها مانند جیحون از چشمانم جاری شدهاند.
قدی چو الف که بود ما را
از تاب فراق کرد چون نون
هوش مصنوعی: دختری با قدی بلند و خوشنما که مانند حرف الف است، از شدت غم فراقش ما را به شدت دلتنگ و بیقرار کرده است، مانند تاثیری که نون بر روی ما میگذارد.
لیلی صفتا منم ز شوقت
سرگشته به کوه و دشت مجنون
هوش مصنوعی: به خاطر عشق لیلی، من مانند مجنون در کوهها و دشتها سرگردان و پريشان هستم.
عشق رخت ای بت ستمگر
نتوان که ز دل کنیم بیرون
هوش مصنوعی: عشق تو ای معشوق ستمگر هرگز از دل من خارج نخواهد شد.
از دیده نمیرود خیالت
یادم نکنی ز بخت وارون
هوش مصنوعی: من تو را نمی بینم، اما خیال تو از ذهنم نمی رود. امیدوارم فراموشم نکنی، با وجود اینکه سرنوشت به نفع من نیست.
چشم تو بریخت خون دلها
هر دم به هزار مکر و افسون
هوش مصنوعی: چشمان تو هر لحظه دلهای بسیاری را به درد میآورند و باعث رنج و عذاب میشوند، همواره با هزاران فریب و حقه.
آب رخ ما ز آتش هجر
کردی تو به خاک راه هامون
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو، ناراحتی و دلتنگی من مثل آبی شده که در اثر آتش هجران خشک شده و به خاک تبدیل شده است.
بر هر دو جهان تو حاکمی عدل
ما را نرسد چگونه و چون
هوش مصنوعی: شما بر تمام جهان حکومت میکنید و عدالت را برقرار میسازید، اما با این حال، چگونه میتوان به ما که در این وضعیت هستیم، رسید؟